کسخلان گروگان
پارت ⁴⁰
(چهل پارتی مفالک🗿)
ویو نویسنده
مایکی: حالا که دیگه نمیخواین سوال جواب ندین نه؟
کیوکا: ...
کایا: هوا چقد خوبه
کیوکا: چه صبح دل انگیزی
پاه: الان که صبح نیس
کایا: گرگ و میش خیلی خوشگله
همه: %_%
کوکو: احمقا... الان نه صبحه نه گرگ و میش
کایا: چه ظهر گرم و با نشاطی
ایزانا: الان شبه
کایا به پنجره مینگرد
کیوکا هم همینطور...
..........
.....
کیوکا: ریدیم؟
کایا: تازه فهمیدی؟
کیوکا: #_#
کایا: چته؟
کیوکا: همش تقصیر تو بودددددددددددددددددددددددددددددد
کایا با عربده کیوکا از جاش میپره
کایا: به مو چهههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟
کیوکا: پس به کی چهههههههههههههه؟؟؟؟؟؟
کایا: به دراکن چه
کیوکا: کسخل داداش خودته ها...
دراکن: علاقه خواهرانه صد از صد
همون لحظه در زیبای بونتن وا میشه...
یه گله آدم دیگه میریزن داخل
کایا اروم: پشمام شینیچیرو زنده س
کیوکا: اره... ولی چرا بلک دراگون اینجاس...
کایا: چون شینیچیرو داداش مایکیه
کیوکا: صحیح
(ببینین نویسنده گشاده و میخواد زودتر داستان پیش بره. شینیچیرو و واکا و بنکی و تاکئومی و اینا بودن که اومدن و خب یه جورایی از دیدن دوتا دختر جدید شوکه میشن و میفهمن قضیه رو و به هزار بدبختی هضمش میکنن... الانم همه ریختن تو مقر بونتن. و اینکه اینجا همه با هم زندگی میکنن. جزئیات رو بعدا میگم)
مایکی: سوال اول، اسمتون؟
کیوکا: ها؟
کایا: هن؟
ایزانا: اگه خواهرای این دوتا باشین نباید اسم داشته باشین؟
کایا: ولی آخه الاغا... تا همین الان که به اسم صدا میکردین... الان آلزایمر گرفتین...؟
کوکو: چیزی که ما ازتون میدونیم اینه که فامیلتون رو یگر گفتین
اما از جاش میپره و از خنده پخش زمین میشه: دهنتتتتتتتت یگرررررر؟؟؟؟؟؟ اینو از کجاتون در اوردینننننننن؟؟؟؟؟
کایا: از تو جیبم. با فامیل ارن توهین نکن
دراکن: ارن کیه؟
کیوکا: یه بنده خدایی
دراکن: کایا! تو پاریس دوست پسر پیدا کردییی؟؟؟؟؟؟
کایا: نخیر داداش احمقممممممم یه شخصیت فیلمهههههههههه
دراکن: خواهرم با یه شخصیت فیلم ازدواج کرد...
و میخواد غش کنه که کایا میگه
کایا: غش کنی گوشاتو انقد میکشم که دراز شن
دراکن: %_% حقیقتا ترسیدم
کایا: خب حالا راکن جان بسه
دراکن: ... راکن؟ این از کجا اومد؟؟؟
کایا: مخفف دراکن. فقط د رو برداشتم. تازه ببین
یه اشاره به لباس سیاه سفید دراکن میکنه...
کایا:دو رنگ هم که هستی
دراکن: #_#
مایکی: کن چین... مطمئنی خواهرته؟
دراکن: من این دختر رو نمیشناسم...
~~~~~
گشادم...
حوصله م سر رف به نظرم خیلی داره چرت میشه
میخوام زودتر این صحنه ها تموم شه بریم برای موضوع بعدی...
پارت بعدی رو دارم مینویسم وسطشم تموم شد نیزارم
احتمالا امشب
اگه انقد شاکی این که چرا دیر میزارم:
1-مدرسه دارم
2-امتحان دارم
3-تعیین مرکز دارم
4-نت ندارم...
بای
حمایت؟
#انیمه
#توکیو_ریونجرز
#مایکی
#کسخلان_گروگان
(چهل پارتی مفالک🗿)
ویو نویسنده
مایکی: حالا که دیگه نمیخواین سوال جواب ندین نه؟
کیوکا: ...
کایا: هوا چقد خوبه
کیوکا: چه صبح دل انگیزی
پاه: الان که صبح نیس
کایا: گرگ و میش خیلی خوشگله
همه: %_%
کوکو: احمقا... الان نه صبحه نه گرگ و میش
کایا: چه ظهر گرم و با نشاطی
ایزانا: الان شبه
کایا به پنجره مینگرد
کیوکا هم همینطور...
..........
.....
کیوکا: ریدیم؟
کایا: تازه فهمیدی؟
کیوکا: #_#
کایا: چته؟
کیوکا: همش تقصیر تو بودددددددددددددددددددددددددددددد
کایا با عربده کیوکا از جاش میپره
کایا: به مو چهههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟
کیوکا: پس به کی چهههههههههههههه؟؟؟؟؟؟
کایا: به دراکن چه
کیوکا: کسخل داداش خودته ها...
دراکن: علاقه خواهرانه صد از صد
همون لحظه در زیبای بونتن وا میشه...
یه گله آدم دیگه میریزن داخل
کایا اروم: پشمام شینیچیرو زنده س
کیوکا: اره... ولی چرا بلک دراگون اینجاس...
کایا: چون شینیچیرو داداش مایکیه
کیوکا: صحیح
(ببینین نویسنده گشاده و میخواد زودتر داستان پیش بره. شینیچیرو و واکا و بنکی و تاکئومی و اینا بودن که اومدن و خب یه جورایی از دیدن دوتا دختر جدید شوکه میشن و میفهمن قضیه رو و به هزار بدبختی هضمش میکنن... الانم همه ریختن تو مقر بونتن. و اینکه اینجا همه با هم زندگی میکنن. جزئیات رو بعدا میگم)
مایکی: سوال اول، اسمتون؟
کیوکا: ها؟
کایا: هن؟
ایزانا: اگه خواهرای این دوتا باشین نباید اسم داشته باشین؟
کایا: ولی آخه الاغا... تا همین الان که به اسم صدا میکردین... الان آلزایمر گرفتین...؟
کوکو: چیزی که ما ازتون میدونیم اینه که فامیلتون رو یگر گفتین
اما از جاش میپره و از خنده پخش زمین میشه: دهنتتتتتتتت یگرررررر؟؟؟؟؟؟ اینو از کجاتون در اوردینننننننن؟؟؟؟؟
کایا: از تو جیبم. با فامیل ارن توهین نکن
دراکن: ارن کیه؟
کیوکا: یه بنده خدایی
دراکن: کایا! تو پاریس دوست پسر پیدا کردییی؟؟؟؟؟؟
کایا: نخیر داداش احمقممممممم یه شخصیت فیلمهههههههههه
دراکن: خواهرم با یه شخصیت فیلم ازدواج کرد...
و میخواد غش کنه که کایا میگه
کایا: غش کنی گوشاتو انقد میکشم که دراز شن
دراکن: %_% حقیقتا ترسیدم
کایا: خب حالا راکن جان بسه
دراکن: ... راکن؟ این از کجا اومد؟؟؟
کایا: مخفف دراکن. فقط د رو برداشتم. تازه ببین
یه اشاره به لباس سیاه سفید دراکن میکنه...
کایا:دو رنگ هم که هستی
دراکن: #_#
مایکی: کن چین... مطمئنی خواهرته؟
دراکن: من این دختر رو نمیشناسم...
~~~~~
گشادم...
حوصله م سر رف به نظرم خیلی داره چرت میشه
میخوام زودتر این صحنه ها تموم شه بریم برای موضوع بعدی...
پارت بعدی رو دارم مینویسم وسطشم تموم شد نیزارم
احتمالا امشب
اگه انقد شاکی این که چرا دیر میزارم:
1-مدرسه دارم
2-امتحان دارم
3-تعیین مرکز دارم
4-نت ندارم...
بای
حمایت؟
#انیمه
#توکیو_ریونجرز
#مایکی
#کسخلان_گروگان
- ۱۱.۴k
- ۲۸ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط