{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنها در بي چراغي شب ها مي رفتم‌.

تنها در بي چراغي شب ها مي رفتم‌.
دست هايم از ياد مشعل ها تهي شده بود.


همه ستاره هايم به تاريكي رفته بود.
مشت من ساقه خشك تپش ها را مي فشرد.
لحظه ام از طنين ريزش پيوند ها پر بود.
تنها مي رفتم ، مي شنوي ؟ تنها.
من از شادابي باغ زمرد كودكي براه افتاده بودم‌.
آيينه ها انتظار تصويرم را مي كشيدند،
درها عبور غمناك مرا مي جستند.
و من مي رفتم ، مي رفتم تا در پايان خودم فرو افتم‌.
ناگهان ، تو از بيراهه لحظه ها ، ميان دو تاريكي ، به من
پيوستي‌.
صداي نفس هايم با طرح دوزخي اندامت در آميخت‌:
همه تپش هايم از آن تو باد، چهره به شب پيوسته ! همه تپش هايم‌.
من از برگريز سرد ستاره ها گذشته ام
تا در خط هاي عصياني پيكرت شعله گمشده را
بربايم‌.
دستم را به سراسر شب كشيدم ،
زمزمه نيايش در بيداري انگشتانم تراويد.
خوشه فضا را فشردم‌،
قطره هاي ستاره در تاريكي درونم درخشيد.


و سرانجام
در آهنگ مه آلود نيايش ترا گم كردم‌.

ميان ما سرگرداني بيابان هاست‌.
بي چراغي شب ها ، بستر خاكي غربت ها ، فراموشي
آتش هاست‌.
ميان ما « هزار و يك شب» جست و جوهاست‌.
تقدیم...
دیدگاه ها (۱۸)

بي خوابي شب هايم رابه چه تعبيركنم؟؟ كه شب ارامش نگاه تو را ب...

سلام و صبح به خیر

Skeleton Flower گل اسکلتی با نام علمی Diphylleia grayi.یکی ا...

با پرنده ی صبح شروع شدتابید ، نور شد و سپاس گفتصبح پرنده را ...

نمیبخشمت p.23

تنها در بي چراغي شبها مي رفتم دستهايم از ياد مشعل ها تهي شده...

‌در ها عبور غمناک" تو را"می جستند؛و من می رفتم،می رفتم تا در...

تنها در بی‌چراغے شبها مےرفتمدست‌هایم از یاد مشعل‌ها تهے شده‌...

دستـم را به سراسر شب ڪشیدم ،زمزمـه نیایش در بیـــــدارے انگش...

#دکلمههمه‌چیز از چشم‌های تو شروع شد...از آن لحظه که نگاهم بی...

***کنار مشتي خاک در دوردست خودم تنها نشسته ام نوسان خاک ها ش...

با مداد شکسته می نویسم من میمانم و قلب تنهای خودم و غم ساله...

به نام او که تو را آفرید و مرا آفرید و دوستی را آفرید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط