{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستم را فشرد

دستم را فشرد
و به نجوایم سه حرف گفت.
سه حرفی که عزیزترین دارایی تمام روزم شد:
«پس تا فردا»

ریش تراشیدم دوبار
کفش‌هایم را برق انداختم دوبار.
لباس های رفیقم را قرض گرفتم
با دو لیر
که برایش کیکی بخرم.
قهوه‌ای خامه‌دار.

حالا تنها بر نیمکتم
و گرداگردم عشاق، لبخند زنانند
و برآنم که
ما را نیز لبخندی خواهد بود
شاید در راه است
شاید لحظه‌ای یادش رفته
شاید... شاید..

🗣 #
دیدگاه ها (۶۲)

دستم را فشردو به نجوایم سه حرف گفت.سه حرفی که عزیزترین دارای...

🍒🌱دستم را فشردو به نجوایم سه حرف گفت.سه حرفی که عزیزترین دار...

🌱🍒دستم را فشردو به نجوایم سه حرف گفتسه حرفی که عزیزترین دارا...

دستم را فشرد و به نجوایم سه حرف گفت. سه حرفی که عزیزترین دار...

دستم را فشرد و گفت پس تا فردا

دستم را فشرد و به نجوایم سه حرف گفت.سه حرفی که عزیزترین دارا...

#elham31دستم را فشردو به نجوایم سه حرف گفت.سه حرفی که عزیزتر...

دستم را فشرد و به نجوایم سه حرف گفت.سه حرفی که عزیزترین دارا...

#لایک_بازنشر_یادتون_نره ❤@negarii79 ...

بک بدیم؟ ۶ ویژه میکنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط