من فکر میکردم تو خانه ام هستی که از تمام زخم ها و جنگها ب
من فکر میکردم تو خانه ام هستی که از تمام زخم ها و جنگها به تو باز می گردم
اما تو خودت جنگ بودی....
بزرگترین و بی رحم ترین جنگ من...
.
.
و یادت بماند عزیزِ من؛
او میدانست بیش از توانت داری رنج میکشی،
اما نخواست تسکینت دهد…
اما تو خودت جنگ بودی....
بزرگترین و بی رحم ترین جنگ من...
.
.
و یادت بماند عزیزِ من؛
او میدانست بیش از توانت داری رنج میکشی،
اما نخواست تسکینت دهد…
- ۲۳۵
- ۳۰ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط