بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت سوم :
رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ - ابليس گفت: پروردگارا! به سبب آنكه مرا گمراه ساختى، من هم در زمين بدىها را برايشان مى آرايم و همه را فريب خواهم داد.(سوره حجر آیه 39)
یعنی: خدایا به جهت آن که تو مرا اغفال کردی،من نیز چنین و چنان میکنم.
پس ابلیس و شیاطین جنّ و انس که همه یک روش دارند، همین حالت را به انسان القا میکنند و این ماییم که باید سعی کنیم، هر چقدر هم گناه کردیم، نادم و تائب باشیم، نه این که لجبازی کنیم و بعد هم بگوییم پشیمان نیستیم، چون مسبب خداست، او این طوری را خلق کرده است!
نکته 2) - دشمنی با خدا، دشمنی با خودمان است:
ابلیس دشمن خدا و بالتبع دشمن انسان است و همه تلاشش بر این است که انسان به عمیقترین درّهها سقوط کند و به اسفل السافلین کشانده شود. از این رو وسوسه ابلیس و جنودش از انس و جنّ، فقط این نیست که گناه را نزد انسان زینت دهد، به این حد قانع نمی شود، بلکه می خواهد انسان را چون خودش، به خصومت و لجبازی با خدا بکشاند.این همان طغیان و طاغوت شدن است که از تکبر نشأت میگیرد و سبب جهل و غفلت و عصیان میشود.
در هر حال، باید به جای جدال با خود، خودشناسی کنیم؛باید بدانیم که ما کی هستیم، چی هستیم، چه ویژگیهایی داریم ...، تا بدانیم چه باید بکنیم. حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه و آله فرمودند: مَنْ عَرَفَ نفسَه فقد عَرَفَ ربَّه - به یقین هر کس خود را شناخت، خدای خود را شناخته است.
هویت انسان که از آن تعبیر به نفس میکنند، به تناسب نیازهای روحی، روانی و
جسمیاش و منطبق با هدف و استعدادهای رشد و رسیدنش، بسیار لایه و به لایه است.
همانطور که خالق حکیم در کلام وحی تعلیم داده، آدمی از سه نفس یا سه لایه نفسانی برخوردار است که عبارتند از: نفس مطمئنه - نفس لوّامه و نفس امّاره .
انسان دارای فطرت و طبیعت است و این دو هر کدام رشد و لذتهایی دارند که اتفاقاً مغایر با هم نیز هستند، لذا تعبیر می شود که دائماً در جنگ هستند، به همین دلیل تلاش برای خود سازی راجهاداکبر خواندهاند.
نفس مطمئنّه، مرحلهای است که انسان پس از حاکم نمودن عقل، معرفت، ایمان، تهذیب، تأدیب، تقوا بر مملکت وجود به آن میرسد.
نفس امّاره، برای نیازهای بدن است و از این جهت به آن امّاره می گویند که ابتدا خواهش و درخواست نمیکند، بلکه سعی بر سلطه و حاکمیت بر مملکت وجود دارد، لذا امر میکند و فشار میآورد. مثل خوردن، آَشامیدن، شهوت جنسی، حب مال، حبّ جاه، حبّ مقام ... و (ادامه دارد...)
پاسخ قسمت سوم :
رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ - ابليس گفت: پروردگارا! به سبب آنكه مرا گمراه ساختى، من هم در زمين بدىها را برايشان مى آرايم و همه را فريب خواهم داد.(سوره حجر آیه 39)
یعنی: خدایا به جهت آن که تو مرا اغفال کردی،من نیز چنین و چنان میکنم.
پس ابلیس و شیاطین جنّ و انس که همه یک روش دارند، همین حالت را به انسان القا میکنند و این ماییم که باید سعی کنیم، هر چقدر هم گناه کردیم، نادم و تائب باشیم، نه این که لجبازی کنیم و بعد هم بگوییم پشیمان نیستیم، چون مسبب خداست، او این طوری را خلق کرده است!
نکته 2) - دشمنی با خدا، دشمنی با خودمان است:
ابلیس دشمن خدا و بالتبع دشمن انسان است و همه تلاشش بر این است که انسان به عمیقترین درّهها سقوط کند و به اسفل السافلین کشانده شود. از این رو وسوسه ابلیس و جنودش از انس و جنّ، فقط این نیست که گناه را نزد انسان زینت دهد، به این حد قانع نمی شود، بلکه می خواهد انسان را چون خودش، به خصومت و لجبازی با خدا بکشاند.این همان طغیان و طاغوت شدن است که از تکبر نشأت میگیرد و سبب جهل و غفلت و عصیان میشود.
در هر حال، باید به جای جدال با خود، خودشناسی کنیم؛باید بدانیم که ما کی هستیم، چی هستیم، چه ویژگیهایی داریم ...، تا بدانیم چه باید بکنیم. حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه و آله فرمودند: مَنْ عَرَفَ نفسَه فقد عَرَفَ ربَّه - به یقین هر کس خود را شناخت، خدای خود را شناخته است.
هویت انسان که از آن تعبیر به نفس میکنند، به تناسب نیازهای روحی، روانی و
جسمیاش و منطبق با هدف و استعدادهای رشد و رسیدنش، بسیار لایه و به لایه است.
همانطور که خالق حکیم در کلام وحی تعلیم داده، آدمی از سه نفس یا سه لایه نفسانی برخوردار است که عبارتند از: نفس مطمئنه - نفس لوّامه و نفس امّاره .
انسان دارای فطرت و طبیعت است و این دو هر کدام رشد و لذتهایی دارند که اتفاقاً مغایر با هم نیز هستند، لذا تعبیر می شود که دائماً در جنگ هستند، به همین دلیل تلاش برای خود سازی راجهاداکبر خواندهاند.
نفس مطمئنّه، مرحلهای است که انسان پس از حاکم نمودن عقل، معرفت، ایمان، تهذیب، تأدیب، تقوا بر مملکت وجود به آن میرسد.
نفس امّاره، برای نیازهای بدن است و از این جهت به آن امّاره می گویند که ابتدا خواهش و درخواست نمیکند، بلکه سعی بر سلطه و حاکمیت بر مملکت وجود دارد، لذا امر میکند و فشار میآورد. مثل خوردن، آَشامیدن، شهوت جنسی، حب مال، حبّ جاه، حبّ مقام ... و (ادامه دارد...)
- ۹۵
- ۰۷ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط