بیب من برمیگردم

بیب من برمیگردم
پارت : 111

منو انداخت رو تخت و روم خیمه زد چشماش همونجوری خمار بود
اروم شروع کرد به نوازش کردن موهام که یهو لب.اشو گذاشت رو ل.بم و شروع کرد به مک زدن
هی میخواستم پسش بزنم اما کمرمو محکم گرفت و نزاشت تکون بخورم
اروم دستشو به سمت دکمه‌های لباسم برد سعی داشتم پسش بزنم اما انقد سنگین بود که نتونستم تکون بخورم
دو تا از دکمه های اول لباسمو باز کرد که یهو گوشیش زنگ خورد
زیر لبش لعنتی گفت و از روم بلند شد با اعصبانیت نشستم میخواستم بپرم روش و تا میتونستم موهاشو بکشم
بعد از تموم شدن حرف زدنش با تلفن رو به من گفت
_ میخواستم الان حسابتو برسم اما باید برم شرکت کلی کار دارم
خیالم تخت شد که با حرف بعدیش ترس کل بدنمو برداشت
_ اما نگران نباش امشب راحت تر میتونیم به کارامون برسیم بیب
یه بوسه کوچیکی رو لبم کاشت و بلند شد لباسشو مرتب کرد و رفت
منم سریع لباسمو مرتب کردم و از اونجایی که خسته بودم گرفتم خوابیدم
.
با تکون دادنای کسی از خواب بیدار شدم
دیدگاه ها (۲)

رمان عشق ممنوع

چند پارتی (درخواستی)

چند پارتی (درخواستی)

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

سناریو جدید

پارت اول/

P⁸صبح روز بعد...جیمین آروم چشم‌هاش رو باز کرد. هنوز سرش کمی ...

کپشن مهمهه🤭🎀عروسک من😈🔞پارت بیست و پنج -موهای خیست چه بوی خوب...

پارت جدید..میگذرد..

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط