{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته‌ام از بی‌قراری، خسته از تکرارها

خسته‌ام از بی‌قراری، خسته از تکرارها
با تو از دلشوره‌هایم گفته بودم بارها

جار خواهم زد غمت را در میان این غزل
از تو می‌گویم که شاید بشکند هنجارها

دربه‌در می‌کوبم این در را به قصد وا شدن
بسته راهم را به رویت باز هم دیوارها

مهربانی کردم و نامهربانی می‌کنی
گفته بودند از محبّت می‌شود گل، خارها!

انتظار دیدنت گاه از رسیدن بهتر است
می‌زند سیلی به ساحل، موج در دیدارها

شیر، خالی کرده میدان را که آهو می‌شود
در میان این هیاهو طعمه‌ی کفتارها

سربلند از امتحان عشق بیرون می‌روم
عشق سرها برده این‌سان بر فراز دارها
دیدگاه ها (۴)

خسته‌ام از بی‌قراری، خسته از تکرارهابا تو از دلشوره‌هایم گفت...

عاشقانه

خسته‌ام از بی‌قراری، خسته از تکرارهابا تو از دلشوره‌هایم گفت...

#دلنوشته خستـه‌ام از بی‌قـرارے خستـه از تڪرارهابـا تـو از دل...

مهربانی کردم و نامهربانی می‌کنیگفته بودند از محبّت می‌شود گل...

نیستی دلگیرم از تکرار این تکرارهادردها یکریز می ریزند از این...

نیستی دلگیرم از تکرار این تکرارهادردها یکریز می ریزند از این...

نیستی دلگیرم از تکرار این تکرارهادردها یکریز می ریزند از این...

نیستی دلگیرم از تکرار این تکرارهادردها یکریز می ریزند از این...

نیستی دلگیرم از تکرار این تکرارهادردها یکریز می ریزند از این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط