رفتم سوپر مارکت خرید کنم. دختری که چهار سال قبل همدیگه رو
رفتم سوپر مارکت خرید کنم. دختری که چهار سال قبل همدیگه رو دوست داشتیم و جدا شده بودیم رو دیدم.
دست یکی رو گرفته بود و خلاصه فضای رومانتیکی داشتن، وقتی منو دید به یه بهونه ای اومد کنار دستم وایساد گفت ببین من با نامزدمم ولی تو از وقتی من ولت کردم هیشکی طرفت نیومده!!
خلاصه کم نیاوردم!!
منم یه پنجاهی در آوردم دادم به فروشنده گفتم یه بسته پوشک سایز بچه دو ساله بده و هیچی بهش نگفتم و اومدم بیرون. بنده خدا دختره داشت چشاش از کاسه در می اومد😮
خلاصه میخواستم بگم پوشک هنوز پیشمه؛ هرکی لازم داره نصف قیمت میفروشم.
مادرم رسوام کرده هرروز ازم میپرسه مگه شبا تو خودت میشاشی😂 😂
دست یکی رو گرفته بود و خلاصه فضای رومانتیکی داشتن، وقتی منو دید به یه بهونه ای اومد کنار دستم وایساد گفت ببین من با نامزدمم ولی تو از وقتی من ولت کردم هیشکی طرفت نیومده!!
خلاصه کم نیاوردم!!
منم یه پنجاهی در آوردم دادم به فروشنده گفتم یه بسته پوشک سایز بچه دو ساله بده و هیچی بهش نگفتم و اومدم بیرون. بنده خدا دختره داشت چشاش از کاسه در می اومد😮
خلاصه میخواستم بگم پوشک هنوز پیشمه؛ هرکی لازم داره نصف قیمت میفروشم.
مادرم رسوام کرده هرروز ازم میپرسه مگه شبا تو خودت میشاشی😂 😂
- ۵.۳k
- ۲۷ دی ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط