کاش می شد بوسه بارانت کنم
کاش می شد بوسه بارانت کنم
کاش می شد جان به قربانت کنم
کاش می شد بوسه بر چشمت زنم
جان فدای آن دو چشمانت کنم
کاش می شد در کنارت نازنین
دل فدای دوستدارانت کنم
کاش می شد سر نهم در پای تو
جان گرو ، در امر و فرمانت کنم
کاش می شد پا نهی بر چشم من
تا دوچشمم هدیه بر جانت کنم
کاش می شد ماه را چون تحفه ای
هدیه بر آن چشم مستانت کنم
کاش می شد در حریم پاک عشق
خویش را مانند اسماعیل قربانت کنم
کاش می شد دل به احساسم دهی
تا چو بلبل ، من غزل خوانت کنم
کاش می شد جان به قربانت کنم
کاش می شد بوسه بر چشمت زنم
جان فدای آن دو چشمانت کنم
کاش می شد در کنارت نازنین
دل فدای دوستدارانت کنم
کاش می شد سر نهم در پای تو
جان گرو ، در امر و فرمانت کنم
کاش می شد پا نهی بر چشم من
تا دوچشمم هدیه بر جانت کنم
کاش می شد ماه را چون تحفه ای
هدیه بر آن چشم مستانت کنم
کاش می شد در حریم پاک عشق
خویش را مانند اسماعیل قربانت کنم
کاش می شد دل به احساسم دهی
تا چو بلبل ، من غزل خوانت کنم
- ۳.۰k
- ۱۰ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط