فقط خودت و آرامش خودت

آبی تر از آنم که بی رنگ بمیرم... از شیشه نبودم که با سنگ بمیرم! من آمده بودم که تا مرز رسیدن همراه تو به فرسنگ بمیرم.. یک جرأت پیدا شدن و شعر چکیدن' بس بود که با آن غزل آهنگ بمیرم! فرصت بده ای روح جنون تا غزل بعد..در غیرت من نیست که در ننگ بمیرم!
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبم..🕊✨️
.
#ویسگون ، #داستان ، #نوشته ، #غمگین ، #صبر ، #دلتنگ ، #شعر ، #تحمل ، #عکس ، #کتاب ، #آرامش
دیدگاه ها (۶)

من قطب مغرور غزل بودم توو کوچه های شعر : یک شب گرد وقتی رسید...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6۵سرش رو به سمت راست...

آبی تر از آنم که بی رنگ بمیرماز شیشه نبودم که با سنگ بمیرممن...

آبی تر از آنم که بی رنگ بمیرماز شیشه نبودم که با سنگ بمیرممن...

آبی تر از آنم که بی رنگ بمیرماز شیشه نبودم که با سنگ بمیرممن...

آبی تر از آنم که بی رنگ بمیرماز شیشه نبودم که با سنگ بمیرممن...

آبی تر از آنم که بیرنگ بمیرماز شیشه نبودم که با سنگ بمیرممن ...

آبی تر از آنم که بیرنگ بمیرم از شیشه نبودم که با سنگ بمیرممن...

آبی تر از آنم که بیرنگ بمیرماز شیشه نبودم که با سنگ بمیرممن ...

ابی تر از انم که بی رنگ بمیرم از شیشه نبودم که با سنگ بمیرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط