آبی تر از آنم که بی رنگ بمیرم

آبی تر از آنم که بی رنگ بمیرم

از شیشه نبودم که با سنگ بمیرم

من آمده بودم که تا مرز رسیدن

همراه تو به فرسنگ بمیرم

یک جرأت پیدا شدن و شعر چکیدن

بس بود که با آن غزل آهنگ بمیرم

فرصت بده ای روح جنون تا غزل بعد

در غیرت من نیست که در ننگ بمیرم

تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبم

شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیرم

🍂🥀❤️‍🩹
دیدگاه ها (۰)

من درک نمیکنم چرا سرنوشت اجازه میده افرادی همدیگرو ملاقات کن...

اشتباهی که تکراری بشه،عذر خواهی رو بی‌ارزش میکنه.عذرخواهی‌ای...

من و جام می و معشوق، الباقی اضافات استاگر هستی که بسم الله، ...

ای قلم حوصله کن درد فراوان دارمبی نهایت گله از بازی دوران دا...

آوای قلبم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط