{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ز عشق روی تو، چون بلبل از گل

ز عشق روی تو، چون بلبل از گل
شکفته گردم، هر دم گل از گُل

ز روی و موت دانستم، ندارد
گل از سنبل جدائی، سنبل از گُل

دهانست و لب این، یا خضر بسته
به روی چشمۀ حیوان، پل از گُل

گلی بر سر زده آن سرو قامت
و یا ماهیست دارد کاکل از گُل

ز بلبل نیست این غلغل به گلشن
بود این شورش و این غلغل از گُل

مرا گوئی که چشم از او بپوشان
چگونه چشم پوشد بلبل از گُل

صبوحی تا گلندامت به پهلوست
بده دل بر گل و، بستان مل از گُل
دیدگاه ها (۱۴)

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

به گلشن گر بر افشاند ز روی ناز کاکل راهجوم ناله‌ ام آشفته سا...

چو باد صبح از گلشن برون آبده کام دل رنجور من راچو گلبن زین چ...

اگر یک سو کنی زان رخ سر زلف چو سنبل راز روی لاله رنگ خود خجا...

اگر یک سو کنی زان رخ سر زلف چو سنبل راز روی لاله رنگ خود خجا...

اگر یک سو کنی زان رخ سر زلف چو سنبل راز روی لاله رنگ خود خجا...

ابر می بارد و من می شوم از یار جداچون کنم دل به چنین روز ز د...

ابر می بارد و من می شوم از یار جداچون کنم دل به چنین روز ز د...

ابر می بارد و من می شوم از یار جدا چون کنم دل به چنین روز ز ...

ابر می بارد و من می شوم از یار جداچون کنم دل به چنین روز ز د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط