{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چو باد صبح از گلشن برون آ

چو باد صبح از گلشن برون آ
بده کام دل رنجور من را
چو گلبن زین چمن بی‌بهره برخیز
به دور از چشم نامحرم تو برخیز
به یاد روی گل در ناله سوزم
چو بلبل چند روزی من بسوزم
به یاد روی گل چندان بگریم
که از خندیدنش بلبل بگریم
ز چشمم ژاله باریدست گویی
جهان بر من تطاول کرد گویی
منم در گریه چون ابر بهاری
منم در ناله چون رعد بهاری
نمی‌دانم چه بخت و طالعم هست
که از من دشمنت یک لحظه بگسست
ز من این ناله‌ها چون می‌توان‌کرد؟
که می‌داند ز خون دل چنان‌کرد ؟
دیدگاه ها (۰)

حلقه حلقه طره‌ات تا شام بر بالای ماه برده از دلها شکیب و برد...

من خسته به دیدار تو چون گل شکرم وز عشق تو چون لاله به خون جگ...

ز بس فروغ که می‌تابد از هوا به زمیندر این مکان شده‌ام همچو آ...

آن یار پری روی که زود از بَرِ ما رفتاز ما گذر کرد ندانیم به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط