{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن که در حلقه ی ما آتش بسیار گذاشت

آن که در حلقه ی ما آتش بسیار گذاشت
رفته از خاطره و یک دل بیمار گذاشت

هر نشانی که از آن شعله به من باز رسید
تا سرو پای وجودم غم دیدار گذاشت

دست هر عاطفه افتاد و کمی رحم نکرد
آرزوهای دلم را زیر آوار گذاشت

با همان جوهر آتش قلمی سرخ کشید
آتشی را که مرا سوخت به تکرار گذاشت

نور هر آینه خشکید سحری تار رسید
عشق هر آینه را هم به دلی زار گذاشت
دیدگاه ها (۱)

نمیبخشمت p.22

dark life = 30

خواب شیشه ایی:@khabshisheiتو گلشن عشقی و صفای گل و گلزارمن آ...

تو گلشن عشقی و صفای گل و گلزارمن آتش بی باکیِ غم رخنه به نیز...

عظیما : دردِ جانکاه است و جانسوز . معلّم در ...

باز این چه شورش است که در خلق عالم استباز این چه نوحه و چه ع...

⭕ شهیدی که زنده زنده سوخت و آه نکشید

وقتی ژنرال به زانو درآمدحرفهای یک بسیجی‌که زنده زنده سوخت!دو...

حرفهای یک بسیجی‌که زنده زنده سوخت!اگر به چشمان خودم ندیده بو...

وقتی ژنرال به زانو درآمدحرفهای یک بسیجی‌که زنده زنده سوخت! ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط