fyodor Dostoevsky/فئودور داستایوفسکی
«داستایوفسکی» در شرایط خوبی حرفه اش را آغاز کرد، چرا که خانواده ای اشرافی داشت و به همین خاطر در دوران کودکی و نوجوانی، از تحصیلات کاملی بهره برده بود. با این وجود، او آموزش نویسندگی ندیده بود. «داستایوفسکی» مدتی را در یک سازمان مهندسیِ نظامی کار کرد و قبل از کنار گذاشتن این کار، به واسطه ی ترجمه ی برخی از آثار فرانسوی به روسی، به ادبیات روی آورد. او در سال 1845 و در 25 سالگی، ترجمه را به منظور ورود به دنیای داستان نویسی رها کرد. این تلاش «داستایوفسکی» به خلق کتاب «بیچارگان» انجامید؛ اثری که اغلب به عنوان «اولین رمان اجتماعی روس» توصیف شده است. داستان این رمان به شکلی درخشان، به توصیف تأثیرات ماندگار فقر بر روان انسان می پردازد. «داستایوفسکی» نسخه ای از این کتاب را به دوستش داد و او نیز آن را به شاعری به نام «نیکولای نکراسوف» معرفی کرد. هر دوی آن ها کاملا تحت تأثیر عمق و غنای عاطفی این داستان قرار گرفتند و بلافاصله آن را برجسته ترین منتقد ادبی روسیه در آن زمان یعنی «ویساریون بلینسکی» نشان دادند. «بلینسکی» نیز پس از مطالعه ی داستان «بیچارگان»، «داستایوفسکی» را «نویسنده ی روسِ برترِ بعدی» نامید. همانطور که پیش تر گفته شد، والدین «داستایوفسکی» ثروتمند بودند و تحصیلات فرزندان، برای آن ها یک اولویت به حساب می آمد. «داستایوفسکی» در سه سالگی، پرستاری داشت که قصه های قدیمی و داستان های پریان را برای او می خواند. یک سال بعد نیز مادرش از کتاب مقدس استفاده کرد تا خواندن و نوشتن را به او یاد دهد. بذر شیفتگیِ همیشگی «داستایوفسکی» نسبت به ادبیات، در همان دوران کودکی توسط پدر و مادرش در او کاشته شد. «داستایوفسکی» در سنین پایین فرصت این را داشت که هم با نویسندگان برجسته ی روس همچون «الکساندر پوشکین» که به شکل کلی به عنوان «پدر ادبیات روسیه» شناخته می شود، و هم با چهره های بین المللی برتر در ادبیات همچون «سروانتس»، «گوته» و «هومر» آشنا شود.
- ۳.۶k
- ۲۳ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط