{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعضی از آدم‌ها پاهایشان را به روی قلبت می‌گذارند وقتی دست

بعضی از آدم‌ها پاهایشان را به روی قلبت می‌گذارند وقتی دست‌هایشان نمی‌تواند گلویت را بفشارند
این آدم ها همان آشنای غریبه‌اند.!
همان که وقتی جایی حرفی از او به میان آمد
سرت را پایین می اندازی
چرا که خوب میدانی
لکه‌ی ننگ آشنا، همیشه آشناست!
بعضی از آشناها آنقدر غریبه‌اند که...
بُگذریم ...!
آشنا که آشناست،
غریبه هم غریبه است
امان از روزی که درد دلت
دردِ یک آشنایِ غریبه باشد .
" #حاتمه_ابراهیم_زاده
دیدگاه ها (۱)

یک روز، میان تمام چیزهایی که از دست داده‌ای،به عقب نگاه می‌ک...

سناریو ی درام از ا/ت و باجی

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❽من اگر دنیای خودم را خلق نمی‌کردم، در دنیای دیگر...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۲۰: «پای...

🥀 سناریو: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید»شوگا × تو | خیانت، ...

بعضے از آدم ها،پاهایشان را بہ روے قلبت مے گذارند!وقتے دست ها...

نـــــه اینکــــــه فکــر کنی دیوانه شـــده ام ,نه . . . . !...

از دلگیری شب هایش که بگذریم؛تنهایی آدم را بزرگ میکندآنقدر که...

وقتی بزرگ‌تر می‌شی، تازه می‌فهمی دردناک‌ترین زخم‌ها رو همیشه...

✍ ️ بغض جوری گریبانم را گرفته است که تا می خواهم حرفی بزنم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط