{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من گمان می کردم

من گمان می کردم
عشق همچون سروی سرسبز
چارفصلش همه آراستگی ست من چه می دانستم هیبت باد زمستانی هست من چه می دانستم سبزه می پژمرد از بی آبی
سبزه یخ می زند از سردی دی
من چه می دانستم دل هر کس دل نیست قلبها ز آهن و سنگ قلبها بی خبر از عاطفه اند....
دیدگاه ها (۵)

ﮔﺎﻩ ﮔﺪﺍﺭﯼ ﺳﻔﺮﮐﻦ ﺑﻪ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﺩﻟﺖ؛ﺷﺎﯾﺪﺍﺯﺟﺎﻧﺐ ﻣﺎﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﯼ ﻣﻨﺘﻈﺮﻟﻤﺲ ...

نگرﺍﻥ ﻓﺮﺩﺍﯾﺖ ﻧﺒﺎﺵ..."ﺧﺪﺍﯼ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﻭ ﺍﻣﺮﻭﺯﺕ" ﻓﺮﺩﺍ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ،"ﻓﺮﺩﺍﯾ...

چه معنی دارد زندگی ؟؟! وقتـــــی که هیـــچ اتفاقــــی ... من...

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

رقص سایه‌ها | پارت ۲۳: بیداری در قلمرو تاریکیسرم مثلِ یه پتک...

رقص سایه‌ها | پارت ۲۳: بیداری در قلمرو تاریکیسرم مثلِ یه پتک...

من گمان می کردمدوستی همچون سروی سرسبزچارفصلش همه آراستگی ستم...

من گمان می کردمدوستی همچون سروی سرسبزچارفصلش همه آراستگی ست ...

من گمان می کردم عشق همچون سروی سرسبز چارفصلش همه آراستگی ست ...

من گمان می کردمدوستی همچون سروی سرسبزچارفصلش همه آراستگی ست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط