✅ پیشداوری ممنوع‼️

✍️ مردي به همراه دو کودکش داخل اتوبوس بودند.

بچه ها شيطنت و سر و صدا مي کردند و مرد هم در فکر فرو رفته بود.

مردم با هم پچ پچ مي کردند و مي گفتند عجب پدر بي ملاحظه ايست و بچه هايش را آرام نمي کند!

بالاخره يک نفر بلند شد و به مرد گفت : چرا بچه هايت را آرام نمي کني ؟

مرد گفت الان از بيمارستان مي آييم و مادر بچه هايم فوت کرده.
در فکرم که چطور اين خبر را به بچه ها بدهم !

در اين لحظه بود که مردم بجاي غر و لند ، شروع به بازي کردن با بچه ها و سرگرم کردنشان شدند و مرد باز در غصه هايش غرق شد ...

هيچگاه بدون درک شرايط ديگران ، در مورد آنها اظهار نظر نکنيم .

‌‎  ‎‌‌‎‌‌‎‌
┄•●❥ @dellgoftehaaa
دیدگاه ها (۱)

مردی به همراه دو کودکش داخل اتوبوس بودند. بچه ها شیطنت و سر ...

مردی به همراه دو کودکش داخل اتوبوس بودند.بچه ها شیطنت و سر و...

مردی به همراه دو کودکش داخل اتوبوس بودند ، بچه ها شیطنت و سر...

استفان کاوی (از سرشناسترین چهره‌های علم موفقیت) احتمالاً با ...

انیشتین می‌گفت؛ آنچه در مغزتان می‌گذرد، جهان‌تان را می‌آفرین...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 1✦.....................

#فنجانی_چای_باخداقسمت هشتاد چهارآن مرد رفت؛ وقتی که باران نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط