{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردی به همراه دو کودکش داخل اتوبوس بودند.

مردی به همراه دو کودکش داخل اتوبوس بودند.
بچه ها شیطنت و سر و صدا می کردند و مرد هم در فکر فرو رفته بود.
مردم با هم پچ پچ می کردند و می گفتند عجب پدر بی ملاحظه ایست و بچه هایش را آرام نمی کند!
بالاخره یک نفر بلند شد و به مرد گفت: چرا بچه هایت را آرام نمیکنی ؟
مرد گفت الان از بیمارستان می آییم و مادر بچه هایم فوت کرده.
در فکرم که چطور این خبر را به بچه ها بدهم !
در این لحظه بود که مردم بجای غر و لند ، شروع به بازی کردن با بچه ها و سرگرم کردنشان شدند و مرد باز در غصه هایش غرق شد.

نکته: هیچگاه بدون #درک-شرایط-دیگران ، در مورد آنها #قضاوت نکنیم.
دیدگاه ها (۳)

- داداش جون موهات رو چطوری اصلاح کنم؟ عادی یا فشن؟! - اصلاح...

گفت: بی‌بی‌سی در گزارشی اعلام کرد دربار آل‌سعود نگران بازگشت...

معرفتهاتان را بالا ببرید. عزیزان من! سقف معرفت خودتان را، سا...

ظرف شستن آقای وزیر +عکس به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دان...

🧁 پارت ششم | جشنی که هیچ‌کس فراموش نکردیک هفته بعد...امروز، ...

پارت:۶

فیک : بین راندها

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش دوم_فهمیدم.سریع می‌چپم توی...

فیک : بین راندها

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

فیک : بین راندها

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۳۴هوای کمپانی از همیش...

فیک : بین راندها

One

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط