{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به من میگفت چشم‌هاى تو مرا به

به من میگفت چشم‌هاى تو مرا به
اين روز انداخت اين نگاهِ تو كارِ مرا
به اينجا كشانده تاب و تحمل نگاه‌هاى
تو را نداشتم نمى‌ديدى كه چشم بر
زمين می‌دوختم به او گفتم:
در چشم‌هاى من دقيق‌تر نگاه كن
جز تو هيچ چيزى در آن نيست.

#عاشقانہ
#حس_خوب
#آموزنده
#انڪَیزشی

#𝒔𝒂𝒏𝒂𝒛_𝒌𝒉𝒂𝒏𝒐𝒎𝒎
دیدگاه ها (۰)

گفت یه چیزی بگو یادم بمونه!گفتم تو باید بلد باشی،حتی وقتی نو...

‏بگذارید اشک‌های سوگواری و غمیاری‌گر زندگی تازه شما باشدزندگ...

💛🍂مرا به هفت سالگی‌ام ببر زیر همان درخت خانه مادربزرگکه سیب‌...

🧡🖇🍂شهریور رو باید قدم زدکوچه به کوچه، خیابون به خیابون…شهریو...

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

به خـودت رحم کرده‌ای تـا حالا؟ وسط یکی از آن جنگ‌های درونـی،...

•تا یدونه لباس رنگی نپوشی،  نمیفهمی که مشکی زیادم بهت نمیاد ...

خدا میگوید:نگو بدون آن نمیتوانم زندگی کنمتو را بدون آن هم زن...

عزیز میگفت:برای درکنار هم موندن باید خیلی چیزارو بخشید،خیلی ...

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط