خاطره گوزی

بزارین یچی واستون بگم
انگار ما چن روزی مهمون داریم و داشتیم و این پستی که میبین استخر باغمونه کات کردم چون پسر عموم اینا شنا میکردن ما حدود ناهار اومدیم اینجا همین که رسیدیم افتادیم آب شنا کردیم بگذریم...تا عصر ینی تا ساعت ۸ شنا کردیم همین در اومدیم لشکر طرف بابام ابنا اومدن باغمون ما در اومدیم من پسر عمو رئالیم که گوز منگول صداش میزنم دعوا کردیم چون هی جو میگیره آدم میبینه🗿خلاصه من و آقای غارسایی و ۳ تا فامیل چصو بازی کردیم گوز منگولم بیرون کردیم داشتیم فوتبال بازی میکردیم مامان گوز منگول اومده توپو گرفته دس به توپ پسرم دس نزنین حالت که با پسرم دعوا کردین مائم چن تا از پش فشیدیم مامان گوز منگول مث خودش بی حیاس گدااان گداا رفتیم تو خونه کوچیک نشستیم با این ۳ فامیل و آغای غارسایی حرف زدیم جر خوردیم اهنگ میخوندیم گه گوز منگول پیداش شد کصکش ۱۰ دیقه اومد کنارمون نشس آخر پا شدم سیلی زدم گفتم گمشو ک.یری رف مامانشو آورد به زنعموم زنعمو نمیگم ننه بی حیا میگم میگه اینم را بدین منم گفتم با پسرت قهر کردیم و پحث میکردیم من آزاد بودم چون مامان بابا برادر خاهر نیومد و آزاد بودم و راحت میتونستم بگم ننه بی حیا
خلاصه همه رف
من آغای غارسایی ننه بی حیا گوز منگول مامانبزرگم و عمو و عمه ی بابام خوابیدیم باغ ساعت ۱ شد عموم یه صدا انداخ زااااررررررتتتت ینییییی من و آغای غارسایی پاره شدیم از خنده رفتیم حیاط خندیدیم ولی جر خوردیم آقای غارسایی با گوز منگول برادر نیستن👍🏼حالا اقای غارسایی گف این چرا سوراخ کون.ش پاره نشد وای این چرا از وسط جر نخورد خلاصه اومدیم گرفتیم کپیدیم صب بیدار شدیم افتادیم آب با آقای غارسایی گوز منگول اینا رف
چقد خنده دار بودددد هعی😂
دیدگاه ها (۰)

عشق فراموش شده پارت15

طلسم عشق خون‌آشام پارت ۱۸ ( آخر )

رویای هر یک از ما پارت ۷

پارت: 31

Part 3

bad girl p: 42

خواستار خواسته هام پارت ۴

ازدواج اجباری~♡~پارت۷{پسرک با دستش سر دختر را نوازش می‌کرد ....

• Wild rose cabaret •#part77#panizاز مزون زدیم بیروناز حرصم ...

"20" سر کوچه ی مترو صادقیه پاتوقمون بود!!خیلی وقتا اونجا دعو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط