{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سینه ام را گشته ام ، هیچت نمی یابم چرا؟

سینه ام را گشته ام ، هیچت نمی یابم چرا؟
گر تو رویایی بگو ، هر لحظه در خوابم چرا؟

من که می دا نم تویی ، آن کس که بر در می زند
نقش ماتت پشت در ، گوید که بی تابم چرا؟

تا به در راهی شوم ،همرنگ رویا می شوی
جویمت در خواب خود ، با چشم پر آبم چرا؟

عکس لبخندت چه خوش ، دیوار دل روشن کند
هم نشینش شمع شد ، تصویر در قابم چرا؟

من که تنها ماه تو ،مجنون و بیمارم نمود
پس بگو در عمق شب، درگیر مهتابم چر؟ا

چشمه ای بودی که در تو ، آسمان را دیده ام
آسمان ارزانیت ،من غرق آن آبم چرا؟
دیدگاه ها (۱)

ای آخرین رویای شب های پریشانیآیا کنارم تا همیشه ساده می مانی...

تا ابد ، داغ تو در سینه ی من می ماندیک جهان غصه و یک عمر سخن...

هر چه کردم تا بماند در کنارم باز رفتخوب می دانست بی او بی قر...

پنهان شدم که در دل طوفان نبینی امیخ کرده زیرِ بارِ زمستــــا...

سینه ام را گشته ام ، هیچت نمی یابم چرا؟گر تو رویایی بگو ، هر...

سینه ام را گشته ام ، هیچت نمی یابم چرا؟گر تو رویایی بگو ، هر...

سینه ام را گشته ام ، هیچت نمی یابم چرا؟گر تو رویایی بگو ، هر...

سینه ام را گشته ام، هیچت نمی یابم چرا؟ / گر تو رویائی بگو، ه...

•●🩵🌿🍋●•به کدام رسم خویش دوستت بدارم . . .به کدام حس فقیر و د...

سید مجتبی شجاعی

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

#هفت_خوان_رستم #خوان_اول :                                  ...

سید جعفر عزیزی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط