تصور ڪن چہ جانمـ جانمے مے گفتـ

تصور ڪن چہ جانمـ جانمے مے گفتـ
زهـرا(س)...💚
زمانے کہ پیغمبـر دستـ {مـ💕 ـولا}را
گرفتـ بالا🍃
#اے_جانمـ😍 💗
#عکس_بسیار_زیبا✨
#بہ_رسم_رفاقت_دعای_شهادت
دیدگاه ها (۳)

مادر جان…چه غریبانه از این دنیا رفتی،چه مظلومانه دردهایت را ...

پارت ۷چند دقیقه گذشت قهوه‌ها رو آوردن داشتم قلوپی‌ از قهوه م...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۸ | «شامِ مخصوص ج...

#چندخاطره🔸واو به واو این خاطرات شهیده واعظی بسیار خواندنی اس...

فرزند پروری به سبک مادر امت

پارت دو

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۳از دست دادن مادرش...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت اول)

آه، چه جوانانی... 😔🥀از کودکی صدای مادرم در گوشم می‌پیچید که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط