part 13

SpringFall🌚🌝

Fall section:
ساعت 4 صبحه و جین آئه هنوز زنگ نزده؛ پیاممو سین نمیزنه. این دختر چه مرگشه؟
رهاش کردم و خوابیدم. ساعت 6 بیدار شدم و راه افتادم سمت دانشگاه تهران برای هیئت مدیره.
ازم استقبال کردن و به عنوان یکی از اساتید معرفی شدم. گفتن که از شنبه ی آینده باید بیام دانشکده و منم اطاعت کردم.
...
چهارشنبه است جین ائه جونمو به لبم رسونده! ینی واقعا داره نادیده میگیره یا ندیده؟
با استاد کبیری (رئیس دانشکده پزشکی) تماس گرفتم و به انگلیسی درباره ی روال شنبه ازش پرسیدم:
# اوه شما هستین استاد جونگ؟
-بله عذر میخوام مزاحم شدم
# مشکلی نیست امری داشتین؟
- روز شنبه من باید کاری انجام بدم؟
# خیر. شما تشریف بیارین براتون روال رو توضیح میدم. با ماشینتون بیاین سراغ من باهم میریم دانشکده . آدرس رو براتون ارسال میکنم.
- چشم حتما جناب.
زنگ زدم به جین آئه؛ جواب داد و عجیب رفتار میکرد. چرا انگلیسی باهام حرف میزنه؟ همون اول شروع کرد:
+اوه استاد شما هستین؟
-تو چته؟
واقعا منظورشو نمیفهمیدم و گیج شده بودم.
-با توامااا
+آها مقاله رو بفرستم؟ چشم حتما تا آخر شب براتون ارسال میکنم.
-تو چی میگی ؟ مقاله چه کوفتیه؟ جین آئه یه طوری حرف بزن منم بفهمم!
+استاد ببخشید ولی الان جایی هستم که مقاله در دسترسم نیست. براتون ارسال میکنم.
-جین آئه! تو...
و تلفنو روم قطع کرد! من فقط میخواستم بهش بگم ...
دیدگاه ها (۰)

free from the court (p3)

رمان هکر کوچولوی من پارت سوم

ددی خشن من

چندپارتی:وقتی هم پارتنرت و هم استادت بود و...pt²جی هوپ در حا...

part 58کیم‌ویا.ت: جیش دارمخنده مردونه ای کرد آروم گفتتهیونگ:...

پارت 17ات ویورفتم سمت کلاس و با جینی روبرو شدم که پاهاشو گذا...

وقتی هم دانشگاهی هستین و فلیکس عاشقت میشه

ازدواج اجباری پارت ۶

شاهزاده ی منPart1علامت ها رو دوباره میگم -ا.ت+جین×بابای ا.ت÷...

🧚🏻استاد من 🧚🏻پارت ²وارد کلاس شدیم و همه به ما زل زدن یه پسره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط