پارت دوم معرفی کتاب وقتی که از ماه زاده شد🌝

پارت دوم معرفی کتاب وقتی که از ماه زاده شد🌝
نورهای سالن مثل موج روی من می‌نشستن. دنبال طارک گشتم، نبود!😤🚫

حس کردم دیر کرده و من از دیر اومدن شکار بدم میاد اما نزدیک صحنه که شدم پیداش کردم ،نشسته بود؛ مغرور، بی‌خبر از اینکه امشب آخرین نفسیه که می‌کشه موسیقی که شروع شد، زمان برای چندثانیه وایساد صدام رفت بالا و سالن یه‌جوری ساکت شد که انگار پرنده‌ها هم نفس نکشیدن ،همه خیره بودن
طارک و اون مردِ پلکان ولی نگاه اون مرد،یه‌جوری تو دلم چنگ می‌زد ،یه نگاهی که انگار چیزی می‌دونست
بعد اجرا رفتم سمت سرویس. طبق نقشه، طارک دنبالم می‌اومد و اومد با اون نفس داغ، بوی شراب، قبل از اینکه پلک بزنه، ورد روی دندونم فعال شد ،هوا از ریه‌ش کشیده شد بیرون، چشم‌هاش گرد شد، پاهاش شُل و من آروم و دقیق کارشو تموم کردم.🌑☁️

خونش روی یخ‌ها پخش شد ،جسدشو گرفتم و انداختم تو پرتگاه ،حقش بود.⚰🧊

#کتاب #کتابخوان
دیدگاه ها (۴)

سلااااااااممممم امروز معرفی کتاب وقتی که از ماه زاده شد رو د...

پارت ۵۷

**پارت ۱۸**در با صدایِ انفجاری باز شد و نورِ تندِ چراغ‌هایِ ...

### ⏳ پارت پنجم: رازِ زیرزمینتیزیِ دندون‌هاش رو حس کردم... د...

زیبای کوچک فریبکار

چشمم از نگاهش فروریخت.سریع به سمت یکی از گل‌های بزرگ و پرزرق...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

چند پارتی پارت ۱صدایِ خش‌خشِ برگ‌های پاییزی زیر پاهام، تنها ...

وقتی اومد، گفت: «من با همه فرق دارم. پناهت میشم، تکیه‌گاهت م...

همه چیز بنظر معمولی بود... تا اینکه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط