#اشتباه_خوب_من

#اشتباه_خوب_من
#پارت_۴

تو همین فکرا بودم که تایم استراحت تموم شد و رفتیم داخل کلاس
که دیدم کنار من یه پسر دیگه نشسته

رفتم و سر جام نشستم و گفتم:
_ببخشید عماد چرا نشسته جای خودش؟

_اوو رفیقمون گفت من جای اون بشینم و خودشم رفت جای من

ماتم برد
این پسره چرا اینجوریه
دیوونست؟
اه اصلا خوب تر که رفت بهش وابسته هم نمیشم چون اصلا لیاقت نداره
شایدم داره
اوففف نمیدونم یه حس هایی بهش داشتم‌
ولی نشد
بیخیال میشم اصرار نمیکنم

نه اصلا چرا باید بخیال بشم خوشم ازش اومده واسش میجنگم مگه چندتا از اون پیدا میشه؟

رفتم کنارش نشستم که دیدم شوکه سرشو به سمتم متمایل کرد و گفت:

_دیوونه ای؟

_منم خواستم همینو بهت بگم

دیدم یه دختری فوری اومد و با عصبانیت جیغ جیغ کرد

_از جای من پاشو ببینم چرا نمیری جای خودت

با کمال پر رویی یه پامو انداختم رو اون یکی پام و نیشخند حرص دراری تحویلش دادم

_جای من از این به بعد اینجاست عسیسم

خواستم حرصشو در بیارم که خوب هم موفق شدم بودم چون...
دیدگاه ها (۲)

از اون روز به بعد خیلی معلم درگیر بودحالا...حالا شاید اشتباه...

رمان

شب جمعه بود سر مزار آرشا نشسته بودم دیدم یه خانم مسنی داره ا...

ستاره ی من (پارت۷) (فالو:فالو)

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

Part ¹⁷ویو لیلیاومدم تو اتاق خودمو جونگکوک نشستم رو تخت هعی ...

مافیای من

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط