فصل یک پارت سه

_هنوز نه چون اون بچه هنوز یه نخوده و هنوز قلبم نداره
+اخیییی
[ته ته با یورا رفتن خونه و تهیونگ خیلی مواظب یورا بود
چند روز بعد حدود یک ماه بعد)
+ته ته
_چیه؟؟؟😳
+میگم کوک پیام داده میگه چند روز مرخصی می خوایم با بچها بریم بوسان میای به تهیونگم بگو ....چی بگم؟؟
_بزن اوکیه
+واقعاااااا
_اوهوم کلتم یکم هوا می خوره
+مرسیییییی بوس ماچ
(فردا)
دینگ دینگ دینگ
+کیه ؟؟
×منم کوک
+عوااا سلام اینجا چیکار میکنی
×وااا مگه قرار نبود بریم بوسان
+عاااااا ببخشید عصن یادم نبود بریم بریم بیا تو یکم بشین
×مرسی
+خاهش
×اخیششش
+ته ته
_بله اووو سلام ازین ورا یورا چمدونتم جمع کردم برو ببین دیگه چی میخوای
+مرسییی الان میرم
دیدگاه ها (۲)

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

p2

پارت یک ا.ت ویو بازم مثل همیشه پاشدم و کارای لازمو انجام و ا...

رمان تهیونگ{ عشق در نگاه اول} پارت ۱۱

توت فرنگی p¹ویو تهیونگسلام من کیم تهیونگم، پنج ساله که با کو...

+:سلام خوبم ته ته کجایی ×: بخاطر این زنگت زدم منو و کوک برا...

پارت ۱۲ فیک تهکوک

پارت 3

🔰B̷a̷n̷g̷ T̷e̷n̷ b̷o̷y̷s̷🔰..🖤⛓️M̷A̷F̷I̷A̷⛓️🖤.."6̷"پارت

My friend ♡:)Part.16.《4 اسلاید اول خونه دوهیه ۶ لباسای دوهی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط