رمان تهیونگ{ عشق در نگاه اول} پارت ۱۱
ویو $: ات و جنی لباس هارو خریدا و به خونه رفتند
ویو شب :
ات: جنی سریع آماده شو
جنی : باش
جنی و ات آماده شدند
دینگ دینگ دینگ ( صدای گوشی اته)
ات: سلام بفرماید
کوک( بچه ها جونکوک رو مینویسم کوک) : الو سلام ات منم کوک
ات: سلام کوکی
کوک: وایییی خدا کوکی گفتنشو خداا( که جونکوک آخ بلندی گفت)
ات: اتفاقی افتاد
کوک: نه ( با درد ) راستی ات بیاید پایین ما منتظریم
ات: باشه اومدیم فعلا کوکی
کوک: فعلا خوشکلم ( دوباره صدای اخ)
ویوات: تا خواستم بگم اتفاقی افتاده گوشی غطع شد
ات: جنی آماده ای
جنی: آره آره بریم
ویو بعد رفتن سوار ماشین
ات و جنی: سلام
جونکوک و تهیونگ: سلام
ات : خوب بریم
جونکوک: آره آره بریم
ویو بعد از رسیدن به بار
جنی: وای چقدر اینجا بزرگه
ات: آره خیلی خوشکله
کوک: بریم داخل
ات و جنی : آره بریم
ویو ات: وقتی وارد بار شدیم تمام چراغا خاموش بود که بعد از چند دقیقه نور سفید رنگی زیر پای جنی روشن شد
ویو جنی: وقتی وارد بار شدیم تمام چراغا خاموش بود و نمی دونستم برای چی که نوری زیر پام روشن شد و شوگا رو دیدم که جلو زانو زده و حلقه ای رو از تو کتش در اورد
ویو$: شوگا جلوی جنی زانو زد و شروع به اعتراف کردند کرد
شوگا: جنی من امشب همه رو اینجا دعوت کردم برای یک نفر اونم برای تو زیبا ترین دختر زندگیم حاضری تا آخر عمرت با من باشی و در کنار من زندگی کنی من از همون اول عاشقت شدم و میخوام تمام دنیا رو به پات بریزم حاضری همسرم نه دوست دخترمم نه تمام زندگیم باشی
ویو جنی : باورم نمیشد که شوگا اینارو میگه از خوشحالی اشکام میرخت
جنی: معلومه که آره
ویو$: شوگا و جنی یک بوسه عاشقانه رو شروع کردند و همه براشون دست میزدند
ویو ات: وقتی اون صحنه رو دیدم اشکام شروع به ریختن کرد باور نمیشد که جنی به آرزوش رسید و همینجوری داشتم گریه میکردم که دستی پشت کمرم نشست وقتی نگاه به پشتم کردم با قیافه هات تهیونگ واجه شدم ولی من نمی خوام خام شم
ات: ته لطفا دستت رو بردار
ته: جاش خوبه ( چونه ات رو میگیره و میاره بالا) چرا داشتی گریه میکرد ها
ات : دلیل نمی بینم که بهت بگم
ته: بگو گفتم بهت ( یکم داد)
ات: برای جنی که به آرزوش رسید حالا فهمیدی
ته:( دستش رو روی گونه ات میزاره و اشکاشو پاک میکنه و لپشو میبوسه ) دیگه گریه نکن باشه
ات: باش
ویو$: ( بچه ها خوب توی اون بار تمام ایدل ها بودند و شوگا همه رو دعوت کرده بوده) که شوگا میره بالا و شروع میکنه به حرف زدند
شوگا : ممنون از همتون که به اینجا اومدید پارتی رو شروع میکنم ولی قبلش خواستم بگم جنی عاشقتم( داد بلند بلند)
جنی: منم عاشقتم( داد بلند )
و بلخره پارتی شروع شد و همه داشتن باهم میرقصیدن
ادامه داره 🥰🥲💞
حمایت یادت نره پارت بعد خیلی هیجانی تر میشه
استایل دوم: لباس ات 💌
استایل سوم: لباس تهیونگ 💘
لباس شوگا و جنی رو پارت بعد میزارم تنکیو بای بای 🤤🗯🗯🤎
ویو شب :
ات: جنی سریع آماده شو
جنی : باش
جنی و ات آماده شدند
دینگ دینگ دینگ ( صدای گوشی اته)
ات: سلام بفرماید
کوک( بچه ها جونکوک رو مینویسم کوک) : الو سلام ات منم کوک
ات: سلام کوکی
کوک: وایییی خدا کوکی گفتنشو خداا( که جونکوک آخ بلندی گفت)
ات: اتفاقی افتاد
کوک: نه ( با درد ) راستی ات بیاید پایین ما منتظریم
ات: باشه اومدیم فعلا کوکی
کوک: فعلا خوشکلم ( دوباره صدای اخ)
ویوات: تا خواستم بگم اتفاقی افتاده گوشی غطع شد
ات: جنی آماده ای
جنی: آره آره بریم
ویو بعد رفتن سوار ماشین
ات و جنی: سلام
جونکوک و تهیونگ: سلام
ات : خوب بریم
جونکوک: آره آره بریم
ویو بعد از رسیدن به بار
جنی: وای چقدر اینجا بزرگه
ات: آره خیلی خوشکله
کوک: بریم داخل
ات و جنی : آره بریم
ویو ات: وقتی وارد بار شدیم تمام چراغا خاموش بود که بعد از چند دقیقه نور سفید رنگی زیر پای جنی روشن شد
ویو جنی: وقتی وارد بار شدیم تمام چراغا خاموش بود و نمی دونستم برای چی که نوری زیر پام روشن شد و شوگا رو دیدم که جلو زانو زده و حلقه ای رو از تو کتش در اورد
ویو$: شوگا جلوی جنی زانو زد و شروع به اعتراف کردند کرد
شوگا: جنی من امشب همه رو اینجا دعوت کردم برای یک نفر اونم برای تو زیبا ترین دختر زندگیم حاضری تا آخر عمرت با من باشی و در کنار من زندگی کنی من از همون اول عاشقت شدم و میخوام تمام دنیا رو به پات بریزم حاضری همسرم نه دوست دخترمم نه تمام زندگیم باشی
ویو جنی : باورم نمیشد که شوگا اینارو میگه از خوشحالی اشکام میرخت
جنی: معلومه که آره
ویو$: شوگا و جنی یک بوسه عاشقانه رو شروع کردند و همه براشون دست میزدند
ویو ات: وقتی اون صحنه رو دیدم اشکام شروع به ریختن کرد باور نمیشد که جنی به آرزوش رسید و همینجوری داشتم گریه میکردم که دستی پشت کمرم نشست وقتی نگاه به پشتم کردم با قیافه هات تهیونگ واجه شدم ولی من نمی خوام خام شم
ات: ته لطفا دستت رو بردار
ته: جاش خوبه ( چونه ات رو میگیره و میاره بالا) چرا داشتی گریه میکرد ها
ات : دلیل نمی بینم که بهت بگم
ته: بگو گفتم بهت ( یکم داد)
ات: برای جنی که به آرزوش رسید حالا فهمیدی
ته:( دستش رو روی گونه ات میزاره و اشکاشو پاک میکنه و لپشو میبوسه ) دیگه گریه نکن باشه
ات: باش
ویو$: ( بچه ها خوب توی اون بار تمام ایدل ها بودند و شوگا همه رو دعوت کرده بوده) که شوگا میره بالا و شروع میکنه به حرف زدند
شوگا : ممنون از همتون که به اینجا اومدید پارتی رو شروع میکنم ولی قبلش خواستم بگم جنی عاشقتم( داد بلند بلند)
جنی: منم عاشقتم( داد بلند )
و بلخره پارتی شروع شد و همه داشتن باهم میرقصیدن
ادامه داره 🥰🥲💞
حمایت یادت نره پارت بعد خیلی هیجانی تر میشه
استایل دوم: لباس ات 💌
استایل سوم: لباس تهیونگ 💘
لباس شوگا و جنی رو پارت بعد میزارم تنکیو بای بای 🤤🗯🗯🤎
- ۳۳.۵k
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط