شریعتی یکی از متفکران مسلمان بود و در عین حال، رویکردی نق
شریعتی یکی از متفکران مسلمان بود و در عین حال، رویکردی نقادانه نسبت به برخی از باورهای مذهبی داشت. او بهطور خاص، تشیع صفوی[۱۸] را مظهر سنت مسخ شده میداند و آن را توام با اسارتپذیری، خرافه، تقلید و جبرگرایی معرفی میکرد.[۱۹]
وی همچنین از نگاه سطحی به مدرنیته نیز انتقاد میکرد و معتقد بود که راه پیشرفت و ترقی ملتهای شرقی، متفاوت از راهی است که غرب پیمودهاست.[۱۹] البته استفاده آگاهانه از تجربیات مدرنیته در غرب، مورد پذیرش شریعتی قرار داشت. شریعتی، محمدرضا حکیمی را به عنوان وصی خود جهت هرگونه دخل و تصرف در آثارش انتخاب کردهاست.[۲۰]
پارانویا
به باور علی شریعتی، تاسیس دولت صفوی در برابر امپراطوری عثمانی یکی از بزرگترین توطئه ها است تا با براگیختن جنگ های مداوم میان دو امپراطوری، جهان اسلام را تضعیف کنند.[۲۱]
توحید
توحید از دیدگاه شریعتی چنان که خود او مدعیست نه فقط یک تئوری کلامی اعتقادی و صرفاً یگانه پنداشتن خداوند که به منزله یک زیربنا و جهانبینی اعتقادیست. او توحید را به عنوان اصل اصیل یکتاپرستی عنوان میکند و در آثار اسلامشناسیاش از آن در مقابل شرک یاد میکند.
شریعتی میگوید توحید عبارتست از:
... يک فلسفه جهانبينی و جهانشناسی كه همان طور كه میخواهد به جهان وحدت بدهد، از نظر خلقت (نيز میخواهد) به انسان وحدت بدهد، و همان طوری كه میخواهد بين تمام عناصر جهان وحدت بدهد ـ جهان را به خير و شر تقسيم نمیكند ـ، همان طور میخواهد زيربنايی برای وحدت گروهها و نژادها و طبقات بشری بسازد. و بنابر اين توحيد خدا، در عين حال كه حقيقت توجيه كننده عالم است زير بنای توحيد انسان هم هست، و توحيد معبود زيربنای توحيد عابد، كه انسانها باشند، هست...
[نهضت ابراهیم] میخواهد به وسيله توحيد، در عين حال كه انسان را از نظر شناخت هستی بر گرد كانون واقعی و حقيقی عالم وجود بچرخاند، در عين حال بر گرد يک ملاک و يک زيربنای فكری، كه اساس وحدت بشری و طبقاتی و نژادی را میسازد، بچرخاند، و سمبل هر دو كعبه است.[۲۲]
وی همچنین از نگاه سطحی به مدرنیته نیز انتقاد میکرد و معتقد بود که راه پیشرفت و ترقی ملتهای شرقی، متفاوت از راهی است که غرب پیمودهاست.[۱۹] البته استفاده آگاهانه از تجربیات مدرنیته در غرب، مورد پذیرش شریعتی قرار داشت. شریعتی، محمدرضا حکیمی را به عنوان وصی خود جهت هرگونه دخل و تصرف در آثارش انتخاب کردهاست.[۲۰]
پارانویا
به باور علی شریعتی، تاسیس دولت صفوی در برابر امپراطوری عثمانی یکی از بزرگترین توطئه ها است تا با براگیختن جنگ های مداوم میان دو امپراطوری، جهان اسلام را تضعیف کنند.[۲۱]
توحید
توحید از دیدگاه شریعتی چنان که خود او مدعیست نه فقط یک تئوری کلامی اعتقادی و صرفاً یگانه پنداشتن خداوند که به منزله یک زیربنا و جهانبینی اعتقادیست. او توحید را به عنوان اصل اصیل یکتاپرستی عنوان میکند و در آثار اسلامشناسیاش از آن در مقابل شرک یاد میکند.
شریعتی میگوید توحید عبارتست از:
... يک فلسفه جهانبينی و جهانشناسی كه همان طور كه میخواهد به جهان وحدت بدهد، از نظر خلقت (نيز میخواهد) به انسان وحدت بدهد، و همان طوری كه میخواهد بين تمام عناصر جهان وحدت بدهد ـ جهان را به خير و شر تقسيم نمیكند ـ، همان طور میخواهد زيربنايی برای وحدت گروهها و نژادها و طبقات بشری بسازد. و بنابر اين توحيد خدا، در عين حال كه حقيقت توجيه كننده عالم است زير بنای توحيد انسان هم هست، و توحيد معبود زيربنای توحيد عابد، كه انسانها باشند، هست...
[نهضت ابراهیم] میخواهد به وسيله توحيد، در عين حال كه انسان را از نظر شناخت هستی بر گرد كانون واقعی و حقيقی عالم وجود بچرخاند، در عين حال بر گرد يک ملاک و يک زيربنای فكری، كه اساس وحدت بشری و طبقاتی و نژادی را میسازد، بچرخاند، و سمبل هر دو كعبه است.[۲۲]
- ۹۲۳
- ۲۰ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط