بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت دوم :
قرآن کریم، ضمن آن که کتاب شناخت اصول نظری و اعتقادی توحید، نبوت و معاد میباشد، کتاب انسانشناسی، به اخلاق نظری و اخلاق عملی نیز می باشد، لذا هم انسان را به جمیع جهات معرفی کرده است و هم امر نموده که باید در این تعاریف، شاخصها، ویژگیها، بیان دردها و درمانها و خلاصه چه بایدکردها وچه نباید کردهایش،تعقل شود. چنان که فرمود:
لَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ - درحقيقت، ما كتابى به سوى شما نازل كرديم كه ياد شما انسانشناسی در آن است. آيا نمىانديشيد؟(سوره انبیاء آیه 10)
بنابراین، تفاوت اصلی اسلام با اندیشهها و حتی علوم تجربی غربی و شرقی غیر اسلامی، در همان زیربنای شناخت، یعنی جهانبینی میباشد؛ چرا که جهانبینی به هر گونهای که باشد، نگاه به عالم طبیعت، ماورای طبیعت، زمین، انسان، حیوان و ... نیز متناسب با آن خواهد بود.
حال اگر فقط کمی تأمل و تفکر شود که تعریف انسان و تمامی حالات، رفتارها، میلها، تنفرها، امیدها، یأسها، قوتها، ضعف ها، اطمینانها، اضطراب ها، دغدغهها،ترسها،احساسات، عواطف، معقولات، تخیلات، اوهام، توکلها، توسل ها وسیله جستنها، ولایتها، الگوپذیری ها، تبعیت ها و بالاخره ارزشها و ضدارزش های او، در نگاهی که انسان را از خاک به خاک؛ یا از هیچ به هیچ میبیند؛ چقدر متفاوت خواهد بود با آن جهان بینی و نگرشی که عالَم هستی و از جمله انسان را - إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ - میبیند؟!
و البته توجه داشته باشیم که تفاوت اصلی دیگر، در ارائه راه کارها، راهحلها، پیشگیریها و مداواها چه مادی و چه معنوی میباشد که حتماً باید متناسب با تعاریف باشد.
مثال :
انسان، از ویژگیها و قوای بسیاری برخوردار است، چنان که از ضعفهای بسیاری نیز برخوردار میباشد؛ لذا هم شناخت این نقاط قوت و ضعف مهم است،هم چگونگی استفاده از ویژگی های مثبت و مقابله با ضعفها.(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت دوم :
قرآن کریم، ضمن آن که کتاب شناخت اصول نظری و اعتقادی توحید، نبوت و معاد میباشد، کتاب انسانشناسی، به اخلاق نظری و اخلاق عملی نیز می باشد، لذا هم انسان را به جمیع جهات معرفی کرده است و هم امر نموده که باید در این تعاریف، شاخصها، ویژگیها، بیان دردها و درمانها و خلاصه چه بایدکردها وچه نباید کردهایش،تعقل شود. چنان که فرمود:
لَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ - درحقيقت، ما كتابى به سوى شما نازل كرديم كه ياد شما انسانشناسی در آن است. آيا نمىانديشيد؟(سوره انبیاء آیه 10)
بنابراین، تفاوت اصلی اسلام با اندیشهها و حتی علوم تجربی غربی و شرقی غیر اسلامی، در همان زیربنای شناخت، یعنی جهانبینی میباشد؛ چرا که جهانبینی به هر گونهای که باشد، نگاه به عالم طبیعت، ماورای طبیعت، زمین، انسان، حیوان و ... نیز متناسب با آن خواهد بود.
حال اگر فقط کمی تأمل و تفکر شود که تعریف انسان و تمامی حالات، رفتارها، میلها، تنفرها، امیدها، یأسها، قوتها، ضعف ها، اطمینانها، اضطراب ها، دغدغهها،ترسها،احساسات، عواطف، معقولات، تخیلات، اوهام، توکلها، توسل ها وسیله جستنها، ولایتها، الگوپذیری ها، تبعیت ها و بالاخره ارزشها و ضدارزش های او، در نگاهی که انسان را از خاک به خاک؛ یا از هیچ به هیچ میبیند؛ چقدر متفاوت خواهد بود با آن جهان بینی و نگرشی که عالَم هستی و از جمله انسان را - إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ - میبیند؟!
و البته توجه داشته باشیم که تفاوت اصلی دیگر، در ارائه راه کارها، راهحلها، پیشگیریها و مداواها چه مادی و چه معنوی میباشد که حتماً باید متناسب با تعاریف باشد.
مثال :
انسان، از ویژگیها و قوای بسیاری برخوردار است، چنان که از ضعفهای بسیاری نیز برخوردار میباشد؛ لذا هم شناخت این نقاط قوت و ضعف مهم است،هم چگونگی استفاده از ویژگی های مثبت و مقابله با ضعفها.(ادامه دارد...)
- ۵۹
- ۰۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط