سنتور میزنی و دلم آب می شود!

سنتور میزنی و دلم آب می شود!
قلبم اسیر حلقه ی مضراب می شود!
ترکیبِ ضرب های دلم، با صدای ساز 
غوغای همنوازی دُرّاب می شود ....
دستم به رسم ضرب گرفتن کنار تو _
از اشتیاق ، طفلکِ بی تاب می شود!
گاهی مدام سدِ نمورِ دو دیده ام 
با موجِ ریزهای تو سیلاب می شود...
جادوی گوشه های حزین ات چه می کند
کین چشم های غمزده بی خواب می شود!
با من بگو چگونه سیاهی آسمان _
با سیم های زردِ تو مهتاب می شود!
سنتور می زنی و دلم آب می شود...
قلبم اسیر حلقه ی مضراب می شود
شیوا الله وردی
دیدگاه ها (۵)

داستان کودکانه «جادوی لبخند در قصر سایه‌های خاکستری» به نویس...

True Love③①ا/ت: تهیونگتهیونگ: جانما/ت: من الان لباسی ندارم ه...

پارت ۳۲

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

داستان

جیمین زودتر از چیزی که قول داده بود به عمارت برگشت.هنوز وارد...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴². 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮. تهیونگ محکم تر د...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

پارت: 21 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*قلبم یه ضربان رو جا انداخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط