⚜️ پرنسس کوچولوی من
⚜️ پرنسس کوچولوی من
مقدمه :
یک شب میخوابیم و وقتی چشم باز میکنیم ، همه چیز به روی خوشش برگشته ..
یک شب ، در تاریکیِ تنهایی مان ، قطره های نور را که بر لبه ی سیاهی چکیده ، میبینیم ..
در یک شبِ طولانی ..
در یک روزِ بلند ..
خلاصه :
پویان یه پسر مغرور ، شیطون ، جذاب و کنجکاوه که برای کار پدرش میان تهران و برای مدتی که اونجان توی خونهی دوست پدرش ساکن میشن . این خانواده هیچ بچهای نداره و یه قانون عجیب داره و اون اینه که نباید وارد راهروی سمت چپ طبقهی بالا بشن ؛ یه جورایی ترسناکه و با اخلاقیات پویان که دوست داره از همه چی سر در بیاره مطابقت نداره ..
اینجوری میشه که پویان تصمیم میگیره وقتی کسی خونه نیست از این ماجرا سر در بیاره و خودشو توی دردسری که ازش خبر نداره بندازه ...
مقدمه :
یک شب میخوابیم و وقتی چشم باز میکنیم ، همه چیز به روی خوشش برگشته ..
یک شب ، در تاریکیِ تنهایی مان ، قطره های نور را که بر لبه ی سیاهی چکیده ، میبینیم ..
در یک شبِ طولانی ..
در یک روزِ بلند ..
خلاصه :
پویان یه پسر مغرور ، شیطون ، جذاب و کنجکاوه که برای کار پدرش میان تهران و برای مدتی که اونجان توی خونهی دوست پدرش ساکن میشن . این خانواده هیچ بچهای نداره و یه قانون عجیب داره و اون اینه که نباید وارد راهروی سمت چپ طبقهی بالا بشن ؛ یه جورایی ترسناکه و با اخلاقیات پویان که دوست داره از همه چی سر در بیاره مطابقت نداره ..
اینجوری میشه که پویان تصمیم میگیره وقتی کسی خونه نیست از این ماجرا سر در بیاره و خودشو توی دردسری که ازش خبر نداره بندازه ...
- ۴.۷k
- ۲۰ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط