سکوت کمر فکرم را شکست

سکوت کمر فکرم را شکست
خسته ام از تظاهر به خندیدن

“به بودن” “به ایستادگی” “به صبر”
کاش میشد به عزرائیل رشوه داد

اینجا روی این کره ی خاکی پر است از آدم هایی که
مرا نمیفهمند و فقط ترجمه ام میکنند


آن هم به زبان خودشان!!!!!!!
دیدگاه ها (۱)

زن‌ها عجیبند...از گلدان، گل می‌سازنداز یک فنجان چای، آرامشاز...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

#oneshatبا نگاهی سرد و کمی اخم آلود از دفتر کنفرانس بیرون آم...

رمان تهکوک

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁹¹ات ✨ خب...حسی که ازت میگیرمو و ...

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 48[راوی]صدای زن...

سلام و احترام 🌹آدم‌های بزرگ قامتشان بلندتر نیست! خانه‌شان بز...

007-پنهان در مه - پارت ۸۸

🍷 شراب قرمزقسمت پنجم: اتاق شرقیرینا به درِ بسته‌ی اتاق شرقی ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 23بچه ها من متوجه شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط