{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
دلـم که میـگیرد بی حـوصلگی امـانم را میـبـرد
روی مـبل ولـو میـشوم و کانالهای تـلویزیون را بــالا پـایین میکنم
گاهـی ناخـوداگاه
شـماره ات را بـا کنترل تـلویـزیون مــیـگیـرم
وای...
امـان از لـحظه ای که بـه خــودم مــی آیــم...
.
دیدگاه ها (۱۱)

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۹ | «نقشه‌ی جدید» 😂 جیا و ...

رمان دختر خاص ماشین جلوی در خونهٔ جیمین نگه داشت. ات با خستگ...

Destiny part 7

🔪🌀وقتی دستت برید و بهش نگفتی🌀🔪درخواستییساعت10 شبامروز  شوگا ...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 12ویو نامجون:ات روبه‌روم نشسته بود و...

#in_your_eyespart_9۸ویو کایلا "غروب"از وقتی نتیجه‌ی تست...

ات و کای بعد از چند سال، بالاخره دوباره روبه‌روی مامانشان در...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁹﴿ویو ات﴾سنگینی عجیبی روی پلک‌هایم حس م...

پارت 32🎀🦋 ویو آت 🦋🎀آت: بیا دیگه!ته: باشه. 😐🚗 توی ماشین...هیو...

......//برده ی زیبا//......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط