{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🔪🌀وقتی دستت برید و بهش نگفتی🌀🔪

🔪🌀وقتی دستت برید و بهش نگفتی🌀🔪

درخواستیی

ساعت10 شب

امروز  شوگا  گفت دیر از کمپانی میام پس منم گفتم واسش غذای مورد علاقشو درست کنم یه تاپ و شلوارک تنم بود رفتم اشپزخونه وسایل رو روی کانتر گذاشتم و یکی از چاقو های تیز رو برداشتم و داشتم هویج هارو خورد میگردم که سر خوردم زمین و چاقو از بالا افتاد روی شونم خون ریخت روی زمین دستم خیلی درد میکرد وای نباید به شوگا بگم چون اعصبانی میشه رفتم از جعبه کمک های اوایه رو اوردم با هزارتا بدبختی دستم رو باند پیچی کردم یه لباس استین بلند گشاد پوشیدم که معلوم نباشه رفتم خونی که روی زمین ریخته بود رو پاک کردم و ادامه غذا رو درست کردم و رفتم روی مبل دراز کشیدم تلویزیون رو روشن کردم و نشستم نگاه کردم

ویو شوگا

امروز از دست کمپانی خیلی اعصبانی بودم اصلا حوصله هیچ کس رو نداشتم ساعت 12:6 بود که از کمپانی اومدم برم خونه بعد 10 مین رسیدم در رو با کلید خودم باز کردم رفتم داخل که دیدم ات روی مبل دراز کشیده کلید رو گذاشتم رو میز رفتم توی اشپز خونه که یکم خون گوشه اشپز خونه دیدم با خودم گفتم
نکنه ات چیزیش شده
پس رفتم ات رو بیدار کردم
(علامت شوگا-)
(علامت ات+)
-ات من اومدم بیدار شو
ویو ات خواب بودم که دیدم شوگا داره صدام میکنه پاشودم پریدم بغلش
+سلام اومدی(لبخند)
-سلام اره
-ات اون خون توی اشپز خونه چیه(مشکوک)
+عا هیچی یکم رنگ غذا ریخته بود من پاک کردم ولی فک کنم هنوز مونده (هول و لبخند فیک)
-اها باشه مواظب باش(مشکوک)
+عا مرسی که به فکرمی..... راستی غذا خوردی
- وای نه
+ پس بشین برم غذا رو بیارم
- مرسی عشقم
دستم رو گذاشتم روی شونه سمت راستش میخواستم بوسش کنم که
+اخ
-چیشد
+هی.هیچی نشد یکم دستم درد گرفت اخه الان خورد توی دیوار
-چرا حواست به خودت نیست(اعصبانی)
+حالا که چیزی نشده بشین تا غذا بیارم(لبخند)
-استین لباست رو بده بالا ببینم چیشده(اعصبانی)
+گفتم که هیچی نیست
ویو ات
شوگا دست زد روی شونم که برید دردم اومد که گفتم اخ گفت چیشده گفتم خورد توی دیوار که اعصبانی شد گفت استینت رو بده بالا منم گفتم چیزی نیست که
-میگم استینت رو بده بالا(داد و اعصبانی)
یکم ترسیدم که خودش اومد نزدیک و استینم رو کشید بالا که دست گذاشتم رو دستش که استینم رو نزنه ولی اون کار خودش رو کرد
ویو شوگا
همش مقاومت کرد که دستشو ببینم که خودم لباسش رو دادم بالا که دیدم دستش باند پیچی شده گفتم
-دستت چرا این طوره(داد و اعصبانی)
+هیچی نشده(گریه)
- این هیچی نیست ( عربده)
که ات ترسید رفت عقب یکم صدام رو اوردم پایین بهش گفتم
-ات دستت چیشده
+داشتم هق اشپزی می هق میکردم هق دستم بریدهق(گریه )
-باشه گریه نکن ببخشید سرت داد زدم از کمپانی هم اعصبانی بودم سر تو خالی کردم
+باشه منم ببخش که بهت نگفتم
-چرا اصلا نگفتی
+میترسیدم اعصبانی بشی
+حالا بشین برم غذا بیارم
-نه تو بشین من میارم
+ نه تو خسته ای
-من خسته ام ولی برای تو همیشه انرژی دارم(حنده شیطانی)
+ای منحرف کثافت
-شوخی کردم عشقم
و پایاننننن


اگه درخواستی دارید بگید
دیدگاه ها (۰)

سلام این پست معرفی منهاسلاید دو منم ((میدونم قیافم به سنم نم...

𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊سایه های عشق.📜.🖇️.📜پارت۲۸:تایسون از پلههای اض...

فیک افسرده پارت دوم

ویو ات ات(.)ته(!). با صدای نفس های سنگین ته بیدار شدم نگاهش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط