پدر خونده (part 154)
پدر خونده (part 154)
جیمین هم بعد چند مین سمت بالکن رفت و دستش رو روی شونه جونگکوک گذاشت و آروم گفت
×چیشده ؟
& دلم برای جوجه تنگ شده
× بابا لنگ دراز عاشق شده (با خنده )
&جوجه جیمین میام میزنمتا حالم خوب نیست
×هیش جونگکوک ، ات برگشت باید بهش اعتراف کنی .(منظور خواستگاری)
&هنوز مطمئن نیستم جیمین نمیدونم چه واکنشی نشون میده .
×این جوجه ای که من دیدم از خداش بود باهات ازدواج کنه
#فلش بک _چند سال قبل
* بابایی تو دوست دختر داری
&معلومه که دارم جوجو .
ات فقط سر تکون میده و از اتاق جونگکوک خارج میشه و به سمت اتاق جیمین میره و بدون در زدن وارد میشه .
×اینجا طویله نیست .
ات در رو میبنده و شروع میکنه به گریه کردن .
جیمین با نگرانی سمت ات میره و بغلش میکنه .
×چیشده جوجه ؟
*جیمین شی هق هق باباییم هق دوست دختر داره هق .
جیمین داشت از خنده منفجر میشد ولی خودش رو کنترل کرد .
×برای اون پیرمرد داری گریه میکنی جوجه .
* یاااا جیمین به باباییم نگو پیرمرد خیلی هم باباییم جذابه من میخوام با باباییم ازدواج کنم .
جیمین میخنده .
×چی ؟ یعنی میخوای با بابات ازدواج کنی (خنده )
* نخند کوتوله من دارم اینجا گریه میکنم جیمین شی باید کمکم کنی با دوست دخترش بهم بزنه .
جیمین سر تکون میده و لپ ات میبوسه .
جیمین هم بعد چند مین سمت بالکن رفت و دستش رو روی شونه جونگکوک گذاشت و آروم گفت
×چیشده ؟
& دلم برای جوجه تنگ شده
× بابا لنگ دراز عاشق شده (با خنده )
&جوجه جیمین میام میزنمتا حالم خوب نیست
×هیش جونگکوک ، ات برگشت باید بهش اعتراف کنی .(منظور خواستگاری)
&هنوز مطمئن نیستم جیمین نمیدونم چه واکنشی نشون میده .
×این جوجه ای که من دیدم از خداش بود باهات ازدواج کنه
#فلش بک _چند سال قبل
* بابایی تو دوست دختر داری
&معلومه که دارم جوجو .
ات فقط سر تکون میده و از اتاق جونگکوک خارج میشه و به سمت اتاق جیمین میره و بدون در زدن وارد میشه .
×اینجا طویله نیست .
ات در رو میبنده و شروع میکنه به گریه کردن .
جیمین با نگرانی سمت ات میره و بغلش میکنه .
×چیشده جوجه ؟
*جیمین شی هق هق باباییم هق دوست دختر داره هق .
جیمین داشت از خنده منفجر میشد ولی خودش رو کنترل کرد .
×برای اون پیرمرد داری گریه میکنی جوجه .
* یاااا جیمین به باباییم نگو پیرمرد خیلی هم باباییم جذابه من میخوام با باباییم ازدواج کنم .
جیمین میخنده .
×چی ؟ یعنی میخوای با بابات ازدواج کنی (خنده )
* نخند کوتوله من دارم اینجا گریه میکنم جیمین شی باید کمکم کنی با دوست دخترش بهم بزنه .
جیمین سر تکون میده و لپ ات میبوسه .
- ۲۴.۳k
- ۱۸ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط