{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گل خونی

گل خونی

پارت 57

@ نه نیان شما برین

جیمین و جونگکوک رفتن سرویس که دوست تهیونگ داشت یکی رو میبوسید جونگکوک اهمیت نداد از کنارش رد شد رفت سرویس دوست تهیونگ متوجه جونگکوک شد که از کنارش رد شد دختره رو یجوری بیرونش کرد و جیمین و جونگکوک از سرویس امرد بیرون

۰ ببخشید جونگکوک

- بله شما

۰ دوست تهیونگم

- خب دوست تهیونگی به من چیکار داری

جیمین یواشکی رفت پیش تهیونگ دوست  تهیونگ دست جونگکوک رو گرفت

- چیکار میکنی

۰ هیچی فقط میخوام باهات خوش بگذرونم

جیمین رفت دم گوش تهیونگ گفت

# تهیونگ دوستت داره جونگکوک رو اذیت میکنه

+ چی

@ چیشده

& چیشده جیمین

+ هیچی شوگا بیا به بادیگاردا هم بگو بیان

& باشع

تهیونگ و شوگا رفتن توی سرویس دیدن دوستش دست جونگکوک رو گرفته جونگکوک هرکاری میکنه که دستشو ول کنه ول نمیکنه

+ داری چه گوهی میخوری

۰ ها هیچی کارش داشتم

جونگ یو دست جونگکوک رو ول کرد جونگکوک بدو بدو رفت بغل تهیونگ بادیگاردا امدن جونگ یو رو بردن جونگکوک انقدر گریه کرده بود که تهیونگ

+ عزیزکم گریه نکن من اینجام

-ام  اااا اووننن دسته منو گرفت ( گریه )

+ حسابشو میرسم گریه نکن شما برین ما هم الان میایم

جیمین و شوگا رفتن تهیونگ جونگکوک رو بغل کرد برد جای شیر اب صورت شو شوست خوشک کرد گزاشتش پایین رفتن پیش مادر و پدر ت.........
دیدگاه ها (۰)

عشق مافیا:)))!پارت سیزده : جونگکوک این صحنه رو دید و رگ گردش...

سناریو

# قولی_که_شکست ###پارت ۸ تهیونگ گفت :_باشه عمه تهیونگ بلند ش...

ادامه.....ا.ت و جیمین رفتن بیرون و با چیزی که دیدن خشکشون زد...

پارت ۵۳ سال بعد_ساعت ۵ و ۱۶ دقیقه عصر_نویسنده "کارن":۳ سال ا...

p3 *پرش زمانی به بعد کلاس*ا.ت:جانم تهیونگ کاری داری؟ تهیونگ:...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

رمان رفتار سرد

پارت اخر فردا ساعت۱۲:۳۰ویو تهیونگ:از خواب بیدار شدم و دیدم ج...

پارت ۸ | رئیس، شما مشکل دارین! 😂ساعت ده صبح بود.تهیونگ پشت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط