{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ حوالی میدان خراسان از داخل پیاده رو با سرعت در حال حرڪت

‍ حوالی میدان خراسان از داخل پیاده رو با سرعت در حال حرڪت بودیم. یڪباره سرعتش رو ڪم ڪرد! برگشتم عقب گفتم: "چی شد؟! مگه عجله نداشتی؟!"

همین طور ڪه آرام راه می رفت به جلو اشاره ڪرد: "یه خرده یواش بریم تا از این آقا جلو نزنیم."

ڪمی جلوتر از ما، یڪ نفر در حال حرڪت بود ڪه به خاطر معلولیت، پایش را روی زمین می ڪشید و آرام راه می رفت.
#ابراهیم گفت: "اگر ما تند از ڪنار او رد بشیم،د لش میسوزه ڪه نمیتونه مثل ما راه بره. یه ڪم آهسته بریم ڪه ناراحت نشه."

راضی نشد دل یڪ معلول را برنجاند....

هدیه به روح بلند #شهیدهادی یڪ صلوات بفرستید لطفا🙏 🌷 #پست_مشترڪ
#لطفا_به_اشتراڪ_بذارید

✅ @EbrahimHadi
دیدگاه ها (۱)

فرق بسیجے و ارتشے 😂 یڪ روز ڪہ فرماندهان ارتشبراے طراحے یڪ عم...

مے آید روزے ڪہ در تراس خانہ ات، روے صندلے دستہ دار نشستہ اے ...

من زنے را می‌شناسم ڪه هیچ‌گاه در انتظار ظهور دستے براے برآور...

همراـہ ابراهیم راـہ میرفتیم.🚶عصر یڪ روز تابستان بود. رسیدیم ...

همراـہ ابراهیم راـہ میرفتیم.🚶عصر یڪ روز تابستان بود. رسیدیم ...

●○• 🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_ش...

✍️خاطرات شهدا ✨ڪــوخ نــشـیـنـهـا زمستان بود و دم غروب ڪنار ...

پسرك ستآرهٔ

🌹 نـ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_سیزدهم#...

#طنـــــز_جبهـــــہ🍁 فرمانده گردانمون شهید حاج علے باقرے نیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط