{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اون آقایی که شبا رد می شد از کوچه ما ،کیسه بدوش کو؟

اون آقایی که شبا رد می شد از کوچه ما ،کیسه بدوش کو؟
رد پای پر خراش بی خروش کو؟ اون آقای خرقه پوش کو؟

کجاست اون آقا که پینه های دستاش مرهم دلای ما بود؟
نفس سبز نگاهش همیشه حلال مشکلای ما بود

می شه یک بار دیگه سر بزنه به خونه ما
بگیره نشونی از غربت بی نشونه ما

موهای آقا سپیده، جوونا کیسه رو از آقا بگیرین
قامت آقا خمیده جوونا کیسه رو از آقا بگیرین

جوونا آقا بشین، زنده کنین رسم جوون مردی رو امشب
یتیما منتظرن، زنده کنین شیوه شب گردی رو امشب

یتیما پشت درای خونشون منتظر آقا نشستن
گوش به زنگ تق تق یه جفت صدای پا نشستن

موهای آقا سپیده، جوونا کیسه رو از آقا بگیرین
قامت آقا خمیده جوونا کیسه رو از آقا بگیرین

حیدر کرارم، خانه نشینم ولی
جان به فدای جگر سوخته ات یا علی

دستای پینه بسته علی به همراه منه
خونه نشینی علی آتیش به جونم می زنه

تو کوله بار شعر من اسم قشنگ علی یه
قافیه تنگه دلم، از دل تنگه علی یه

تو کوچه های غربتم نشونی از مولا می دن
اهل محل سلام مو جواب سر بالا می دن

به من می گن علی کیه؟ علی امام عاشقاست
به من می گن علی چیه؟ داغ دل شقایقاست

توی نجف یه خونه بود، که دیواراش کاه گلی بود
اسم صاحب اون خونه، مولای مردا علی بود

نصف شبا بلند می شد، یه کیسه داشت که بر می داشت
خرما و نون و خوردنی، هرچی که داشت تو اون می ذاشت

راهی کوچه ها می شد، تا یتیما رو سیر کنه
تا سفره خالی شون و پر از نون و پنیر کنه

شب تا سحر پرسه می زد، پس کوچه های کوفه رو
تا پر بارون بکنه، باغ های بی شکوفه رو

عبادت علی مگه می تونه غیر از این باشه
باید مثل علی بشه، هرکی که اهل دین باشه

بعد از علی کی می تونه محرم راز من بشه
درد دلامو گوش کنه، تا چاره ساز من بشه

 شعر از: زنده یاد مرحوم آقاسی
دیدگاه ها (۴)

دیر شد امشب برایم نان نیاوردی علی کاسه کاسه شیر را پنهان نیا...

امشب چه ضیافتی بر پاست.....شب جمعه....شب زیارتی ارباب....شب ...

گفت و گوی حضرت امیرالمومنین با حضرت زینب (س): فرق مرا تو طاق...

نه آن شدم که خواستی!نه آن شدم که خواستم! تکلیف من این وسط چی...

داستان دل نشین خودم🥲 یه روزی هانما، از هانماهای شهر، یعنی ا...

✈️ چند روز بیشترپارت ۶ عصر، وقتی از کتاب‌فروشی بیرون اومدن، ...

پارت سوم شروعی دوباره

لبخند قاتلپارت³⁹ویو سلیناز لحظه‌ای که از صحنه قتل برگشته بود...

#چندپارتیفک کنم نون برنجی ها کار خودشونو کردن..لینو/ا.تP:3با...

زمستون برا من با نوبرونه‌‌ی نارنگی‌های سبز و بوی تندش شروع م...

😞 لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه، بین ساعت ۷ تا ۷:۱۵ صبح ...

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط