ناز بودی ناز کردی من خریدارت شدم

ناز بودی ناز کردی من خریدارت شدم
آمدی با جان و دل سر گرم بازارت شدم
ای همه زیبایی ات در واژه ها جاری شده
شعربودی شعرگویان محو دیدارت شدم
دیدگاه ها (۳)

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

شعر و غزل

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

از همان روزی که کردی رخنه در جان و تنمدل به تو بستم شدی لیلی...

معلم عزیزمان فاطمه؛بعضی آدم‌ها فقط همکاری در همان مدرسه نیست...

معلم عزیزمان فاطمه؛بعضی آدم‌ها فقط همکاری در همان مدرسه نیست...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇25ویو هویج:حیاط هنوز شلوغ بود. اما بر...

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط