¸„.-•~¹°”ˆ˜¨

¸„.-•~¹°”ˆ˜¨
fic jenkok
Fic: My legacy
Part: 6
Please support and do not copy ☺️
════════════════════════════════ღ
ـ؋ـیک جنکوڪ
میراث شوم
پارت ۶
════════════════════════════✿
¨˜ˆ”°¹~•-.„¸
[ از نظر ا/ت ]
با هر بد بختی ای که شده کوک رو بیرون کردم هوف باید زود بپوشمش
لباسمو پوشیدم موهامو سشوار کردم یه آرایش سبک کردم موهامو حالت میدادم که کوک پشت در گفت
_دوساعت لباس نپوشیدی تو
+وایسا دیگه تو هم
_زود باش درو بازش کن هاااااا
+باشه خب حالا
چند مین بعد
+تموم شد رفتم درو باز کردم
تو ذهنش (هر چقدر هم به خودم برسم‌به خوشگلی این نمیرسم )
_خانوم کوچولو آنقدر جذابم که فقط جذابی منو میگی
+توی ذهنش ( قیافم که تابلو نیست همچین بفهمه ولی خو حقم داره اینجوری نگاش میکنم
_یااااااا جواب بده خوووب
+زیاد حرف نمیزنی؟
_[جدی نگاش کرد]
+راس میگم خو عهههه
...........
+بیا بریم پایین
اون دوتا رفتن به پذیرایی
......‌‌‌‌‌‌
+چیزی میل داری
_آره
+چی
_لباتو
+خاک ...هیزززززز.
_چیه تازه یجوری رفتار میکنی انگار تاحالا ندادی
+یاااااا
_نکنه ازم می‌ترسی هاا
+چپ چپ نگاش کرد
_خب حالا درباره یه چیزی میخواستم بهت بگم
+چی
خب راستش رو بخوای من‌ ازت چیزی میخوام
+چی
_خب اون ......راستش........اون سنگه......




ادامه دارد
دیدگاه ها (۰)

فیک جونگ کوک پارت ۲۱

فیک "سکوت"پارت ۱۲ : تو تمام سیاهی چشمم احساس کردم یکچیزی روم...

~love me right~ep⇨12موهامو شونه کردمو سفت بستم.هنوز خجالت زد...

پارت 90دلم بلرزه افتاد انگار یه حسی بهم دست داده باشه یه ازد...

پارت ۷داشتم له می شدم مثل خرس منو تو بغلش گرفته بود +ولم کنن...

رمان دورترین نزدیک کاور شخصیت ملیسا

پارت = ۶

این متن اگرچه کمی طولانیه ولی ارزش یه بار خوندن و دارهاین مت...

پارت ۵ اکیپ من

پارت۲۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط