{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

MONSTER

p¹¹

و جیمین از طرفی دلشو به یونگی باخته بود
جیمین: بیاید شاممممممممم

ته ته: ایول

رونا از دشویی اومد

رونا:اخجوننننننن

جونگکوک:بلاخره

و همینطور که می‌بینید یونگی چیزی نگفت چون تو فکر بود
فکر امشب
کاری که می‌خواست انجام بده
و کی میدونه چه کاری؟!🌚

پش به بعد شام
(گشادم گشادددد)

بعد شام ته ته رونا رو برد تو اتاق خوابش و جونگکوک رفت تا بهش کمک کنه
جیمینم در همین حین داشت ظرفا رو میشست و یونگی با تلفنش ور میرفت
وقتی جیمین ظرف شستن تموم شد
دستاشو پاک کرد و رفت تو اتاق دو نفرشون
بله بله
درست شنیدین
دو نفرهههههه
جیمین و یونگی🌚

یونگی دنبالش کرد و وقتی به اتاق رسید در و قفل کرد

جیمین:داری چیکار میکنی

.......

جیمین:هی با توعم!

یونگی: خفه شو

دست جیمینو گرفت و چسبوندش به دیوار
و بدون فرصت شروع به بوسیدنش کرد

و وقتی کنار رفت
اون احساسو پیدا کرد
چیزی که با دوست دخترش نتونست
گرایشش
تمام وقت همجنسگرا بوده؟
و مطمئن شد که .....

به نظرتون چی؟🌚

تا درودی دیگر بدرود
دیدگاه ها (۰)

شاگرد لوس من

part 58″صدای زنگ در″جین« کوک برو درو باز کن»جونگکوک بلند شد ...

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟤𝟥- خیلی خب باشهیونگی سرش رو بالا اور...

BTS Reaction | جرئت حقیقت وقتی جرئت می‌کنی بهشون بگی «اگه جر...

پارت پانزدهم صبح ویو تهیونگ: به سمت اتاق جونگکوک رفتم تا ببی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط