بعد از جنگ، با چوب دستم انجیرهای تازه را برای تو خواهم چی

بعد از جنگ، با چوب دستم انجیرهای تازه را برای تو خواهم چید، باتو خواهم ماند، باتو خواهم خواند، و تو را در بهت آفتابی‌ات خواهم بوسید، اگر ابرها بگذارند.
دیدگاه ها (۰)

پارت 23 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍که هیون اومد و رفت همه اتاق هارو...

سناریو از کورو

سناریو قفل آبی

THE FIRST KISSPART: 9رفتم بیرون بار به دیوار بار تکیه دادم ب...

سناریو:(درخواستی یکی از فرشته ها)(وقتی به عنوان دختری که با ...

الماس زیبای من  part⁶- من اون هارو که این کارو با پرنسسم کرد...

صبح روز بعد، ات وقتی از اتاقش بیرون آمد، انتظار داشت مثل همی...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

تک پارتی از سونوروی مبل دراز کشیده بودی و با گوشی‌ات بازی می...

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت ۲4سوهو یک قدم از تاریکی بیرون آمد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط