╭╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╮

╭╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╮

❨⃘ٖ۪۪ٖٜ͡⊰⃘⃓ٖٖ۪۪ٖٜ͜᷍⊱⃘ٖ۪۪ٖٜ͡❩⃘ٰٰٜٖٜٖٜ۬۬۬۬͜͡ཤ⃘⃒ٖٜٖٜٖٜٖྂ͜᷍ཥ⃘ٰٰٜٖٜٖٜ۬۬۬۬ྂ͜͡❨⃘ٖ۪۪ٖٜ͡⊰⃘⃓ٖٖ۪۪ٖٜ͜᷍⊱⃘ٖ۪۪ٖٜ͡ཤ⃘⃒ٖٜٖٜٖٜٖྂ͜᷍ཥ⃘ٰٰٜٖٜٖٜ۬۬۬۬ྂ͜͡ཤ⃘⃒⃘ٖٜٖٜٖٜٖٖٜྂ͜᷍͡ཀ⃘⃒ٰٰٰٖٜٖٜٖٜٖٜٜྂ۬۬۬۬۬۬۬۬͜ཫ⃘ٖٜྂ͡ཥ⃘ٰٰٜٖٜٖٜ۬۬۬۬ྂ͜͡❨⃘ٖ۪۪ٖٜ͡⊰⃘⃓ٖٖ۪۪ٖٜ͜᷍⊱⃘ٖ۪۪ٖٜ͡❩⃘ٰٰٜٖٜٖٜ۬۬۬۬͜͡ཤ⃘⃒ٖٜٖٜٖٜٖྂ͜᷍ཥ⃘ٰٰٜٖٜٖٜ۬۬۬۬ྂ͜͡❨⃘ٖ۪۪ٖٜ͡⊰⃘⃓ٖٖ۪۪ٖٜ͜᷍⊱⃘ٖ۪۪ٖٜ͡❩       

   ❖بِه‌⦅دَستِش‌⦆عَطر‌زَدِ‌ه‌بود،
       ❖کِه‌وَقتی‌دَستِشو‌می‌گیرَم‌،
           ❖بویِ‌‌عَطرِش‌تو‌⦅دَستَم‌⦆بِمونِه،
       ❖دیگِه‌⦅عاشِـ➿ـقی‌⦆بیشتَر‌از‌این ؟
   ❖بمان‌در ↜آغُوشــ➿ـم↝
❖بگذار ↜بهشـ➿ـت↝ ازمن‌جایی‌نرود♥🎗°

#ماناࢪَم
╰╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╌╯
دیدگاه ها (۱)

true love①⑥شش ماه بعدا/تشش ماه هست خبری از تهیونگ ندارم... ا...

ساعت سه شب بود که فلیکس بخاطر گرمای زیاد بدنش از خواب بیدار ...

جرئتی که حقیقت شدپارت ۴بازی ادامه پیدا کرد. چون دوستا فکر می...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت چهارم | «تقریباً لو رفت»روز بعد، ا/...

ریاکشن پارت ۲

پارت آخر

🩷 hׁׅ֮υׁׅꭈׁׅtׁׅ — پارت پنجمچند روز بعد...ا/ت از ساختمان دانش...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

چند پارتی پارت ۱صدایِ خش‌خشِ برگ‌های پاییزی زیر پاهام، تنها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط