{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#رمان:نفس در آغوش یک مافیا

#رمان:نفس در آغوش یک مافیا
part۱۱
# #🖋️پیش نویس:من عاشق رییسم شدم

«با دیدن میز صبحانه دهنم باز موند که جونگ کوک گفت..»

-بیا بشین دیگه بیب

«خدمتکارا دو طرف میز صف کشیده بودن که با حرکت دست جونگ کوک به صف رفتن بیرون»
«رفتم که بشینم جونگ کوک دستم گرفت بعد نشوندم روی پاهاش..»

+چیکارمیکنی؟

-اینجا جات بهتره بیب.

«با اینکه ازش هنوز میترسیدم گفتم»

+خودم میتونم بخورم.

-نه لولیتا خودم بهت میدم انقدر سعی نکن از دستم فرار کنی.

+باشه،خب پس بخور چون باید بریم شرکت دیر میشه جونگ کوک.

-شما دیگه نمیری شرکت کوچولو

+چی؟شوخی خوبی بود.

«با یه صورت ترسناک‌ برگشت نگام کرد که دیگه جرعت نکردم چیزی بهش بگم»
«گزاشتم یه موقعی بهش بگم که موقعیتش بود»

_گل لوتوس،شب که برمیگردم آماده باش باید بریم بیرون.

+گل لوتوس؟

-دوستش نداری؟اره گل لوتوسم

+چرا دوستش دارم،بعدم کجا میخواییم بریم؟

-رفتیم میبینی بیب.

«بلند شدیم رفتیم طبقه بالا سمت اتاق جونگ کوک رفت سمت کمد یه دست کت شلوار سورمه ای با کروات مشکی پوشید ساعتش زد و رفت سمت ادکلنش قسمتی که عاشقش بودم…..بوش……»
«اومد سمتم بلندم کرد پاهام دور کمرش حلقه کردم اومد سمت ل.بام و وحشیانه ل.بام می.مکید بعد نفس کم آوردم جدا شدیم بعد خداحافظی کردیم»
«فکرم درگیر شب بود چی باید میپوشیدم البته بزار بهش پیام میدم میپرسم.»
دیدگاه ها (۸)

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p15 کوک: باشهته د...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

مهمونی خطرناک پارت=4ویو اتبادیگاردا ماشین رو آوردن ، سوار ما...

Do I love him, or do I hate him?P²⁰_پاشو بریم بخریم+ایولویو ...

پسر بد (61)

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

عاشقم باش Part 52

ویو تهیونگ بعد از غذا:بند شدیم و اماده شدیم.تو ماشین بودیم ک...

شب تولدم فصل 3پارت 8جونگ کوک: نچ ات: عا باز شروع شد کلی: خود...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط