{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My‌ little marshmallow

My‌ little marshmallow
∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆
p15

کوک: باشه

ته دستم رو محکم تو دستاش گرفت و گفت

ته: بیب اون لباسارو نگاه کاپلیه میخوای بریم اونو بخریم؟

کوک: آره باحاله

با هم به سمت لباس فروشی رفتیم.
اون لباسه یه شلوار گشاد و یه سوییشرت بود چندتا رنگ بندی داشت اما به نظرم طوسیش از همه خوشگل تر بود.
ته یکی از فروشنده هارو صدا زد و ازش خواست از اون لباس به سایز خودش و من بده بهمون .
رفتیم پرو کردیم و خیلی قشنگ بود.
...
کلی لباس خریدیم‌.
رفتیم طبقه ی بعد .
اونجا اکثرا کفش و اکسسوری داشت.
اونجا هم کلی خرید کردیم

کوک: تههه خیلی گشنمه بریم رستوران؟

ته: اره خودم هم گشنمه

رفتیم طبقه ی ۷ اونجا کلا رستوران بود.
رفتیم رو یکی از میز های کنار دیوار شیشه ی رستوران نشستیم.
پیشخدمت منو رو برامون آورد.

ته: مارشملو چی میخوری؟

کوک: عااا...وایسا...اوممم...پاستا آلفردو چطوره؟

ته: اوهوم خوبه منم همونو میخورم

کوک: خب حله

پیشخدمت سفارش رو گرفت و بعد ۱۰ دقیقه غذا رو آوردن.
خوشمزه بود.
غذا تموم شد .
از رستوران خارج شدیم.

∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆
دیدگاه ها (۴)

پری کوچولوی منپارت ۴ته: شروع کردم به شستن بدنش خیلی سفید بود...

پارت دوم | پشت نگاه سردت 🦋ویو آتزنگ خورد و من و جیا رفتیم سم...

رئیس دوست داشتنی من پارت سومصبح بود من با صدای آلارام گوشیم ...

رمان تو خود منی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط