{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب تولدم

شب تولدم
فصل 3
پارت 8
جونگ کوک: نچ
ات: عا باز شروع شد
کلی: خودمون حساب میکنیم اصلا پاشو بریم ات
جونگ کوک: بشین باز بیاین مسافرت کوفتمون کنین اوندفه هم ات گفت بخورم چی شد کلی تو به من ربطی نداری ولی خانم جئون ات اجازه نداره
ات: شیک شکلات(ناراحت)
تهیونگ: ات ببین بعد میگی با کلی جور در بیا جونگ کوک هم حرفش یکیه تو ادامه نمیدی دیگه
کلی: هوف جونگ کوک فقط ات شیک میخوره من کاری به ته ندارم
جونگ کوک: باش
ویو ات: یک نفر اومد سفارش گرفت ازمون و رفت
ات: جونگ کوک فردا قراره کجا بریم
تهیونگ: انقدی اینجا بودیم هیچ جا نیس بریم دیگه
جونگ کوک: نمیدونم فردا بشه تصمیم میگیریم
ات: دخترا فردا صب بیاین خونمون
نیلا: ات تصمیم گرفت جونگ کوک تو دیگه هیچی نگو(خنده)
جونگ کوک: اشکال نداره اوکیه(خنده) عا ولی متور سواری ممنوع
ات: چرا
جونگ کوک: یک میخوام بگم متورامونو ببرن دو یادتون رفته خانم جئون چیکار کردین با متورا تو نیلا؟
ات: جونگ کوک هی بهت گفتم تو منو نبخشیدی گفتی بخشیدمت دیدی
سفارشامون اوردن
جونگ کوک: میتونی بری(سرد)
نیلا: من که گفتم ببخشید بعدشم ترک ات نشست منو چه
#: اتفاقی افتاده؟!
ات: یه پسر ترکم نشست امروز اقا ناراحتن
&: خیلی دلمون میخواد پشتت در بیایم ولی میدونی که حق با جونگ کوک
ات: وا بچه ها
#: ات میخوای کتلتمون کنه؟
جونگ کوک: چی(خنده) خب اگه اجازه بدین کوچولوها یکی یکی جوابتونو بدم نیلا که کلا به من چه اصلا خب ولی میگم توم پیشش بودی...
جیمین دستت درد نکنه داداش(خنده)
جونگ کوک: نه صبر کن(خنده) بعدش ات... من بخشیدمت فقط یکم سخت اعتماد میکنم و اینکه من هیچ خطری برای هیچکسی ندارم تا وقتی پرنسسم احساس خطر نکنه همین که خودم حس کنم یکم پرنسسم ناراحته سر طرفو براش میارم
ات: مرسی بابت کندن سر مردم ولی اعتماد هم بکن
جونگ کوک: عجبا(خنده)
#: خب پس حق با اته (خنده)
جونگ کوک: نه لین مورد واقعا حق با منه (خنده)
ات: شیک تموم یه شاتمون هم بشه
جونگ کوک: نه کامل یکم
ات: باشه
ویو جونگ کوک: یه مقدار برای ات نگه داشته بودم اخه هنوز زوده برای سلامتیش خوب نیست که بخواد یه شات کامل بخوره بهش دادم و خورد
بعدش هم کمی حرف زدیم و از بار رفتیم بیرون
ات: شب خوبی بود بچه ها
جونگ کوک: اوم
ات: جونگ کوک اون متوره چقدر شبیه متور منه.... متور منهههه اینجا چیکار میکنه
جونگ کوک: نمیخوای دوستاتو برسونیم خونه؟
ات: او باش
جونگ کوک: متور تهیونگ هم اینجاس
تهیونگ: جونگ کوک چرا هیچی نمیگی به مااا
جونگ کوک: جیمین و نیلا و کلی با ماشین منو ته و ات هم بچه ها رو میرسونیم
ات: جئون رفیقم ترکته مراقب باش
منظور ات رو خیلی خوب فهمیدم نگران دوستش نبود داشت به منه حرفشو میزد و مراقب باش کملا رفتارای خودم رو داشت میگفت
جونگ کوک: چشم پرنسس
سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورامون نشستن از جیمینشون جدا شدیم ادرس خونه دوستای اتو گرفتیم و رسوندیمشون
دیدگاه ها (۸)

بچه ها😂قشنگه خدایی نه؟

بچه ها میدونین چیه من واقعا ناراحتم از دستتون ۶۰۰تا فالور دا...

شب تولدم فصل 3پارت 3ات: چیکار میکنی تو گوشیت؟ جونگ کوک: هیچی...

شب تولدم پارت 52فصل دوم پارت 23ات: ممنونم شب: جونگ کوک: خب پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط