{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو تهیونگ بعد از غذا:

ویو تهیونگ بعد از غذا:
بند شدیم و اماده شدیم.
تو ماشین بودیم که ازش پرسیدم
تهیونگ:اسم تو چیه؟
جونگ کوک:اسمم جئون جونگ کوکه.
ولی هرجور دوست داری صدام کن.
تهیونگ:اوهوم.
اسمش واسم اشنا بود(جونگ کوک مافیاعه)
ولی نمی دونم کجا شنیدم.
.....
رسیدیم و رفتیم تو خونه که یونتان پرید بغلم
دلم خیلی واسش تنگ شده بود..
تهیونگ:سلام خوشگلمممم.
یونتان:هاپ هاپ🥲
......
جونگ کوک:خونت خیلی خوشگله.
تهیونگ:ممنون.
تهیونگ وسیله هاشو جمع کرد یونتان و بغل کرد و رفتن تو ماشین.
...
رسیدن خونه و رفتن تو‌.
تهیونگ:خبب....من الان وسیله هامو کجا بزرام؟(کیوت)
جونگ کوک از کیوت بودن تهیونگ تک خنده ای کرد و گفت:
تو اتاق من دیگه.
تهیونگ:باشه
بعد رفت وسیله هاشو گذاشت تو اتاق جونگ کوک.
‌.‌....
شام رو حاضر کردن و میز رو چیدن.
جونگ کوک:ببین تهیونگ.یه حقیقتی هست که باید بهت بگم.
تهیونگ:چی؟
جونگ کوک راستش رو بخوای...آممم... من..مافیام.
تهیونگ غذا پرید تو گلوش و جونگ کوک رفت پیشش و واسش آب ریخت.
بعد از چند ثانیه که اروم شد برگشت و جونگ کوک رو با تعجب و ترس نگاه کرد.
جونگ کوک تک خنده ای کرد و گفت:نترس..با تو کاری ندارم.
تهیونگ:راست میگی؟(کیوت)
جوگگ کوک:اره(لبخند)
بعد جونگ کوک رفت نشست سر جاش و غذاش رو خورد‌.
تهیونگ:پس تو همون بزرگترین مافیای جهانی؟
جونگ کوک:اره.
بعدش دیگه هیچی نگفتن و به غذا خوردنشون ادامه دادن
...

ویو جونگ کوک:نکنه ازم بترسه؟نکنه دیگه سمتم نیاد؟نکنه دیگه باهام حرف نزنههه؟؟؟؟وایییی دیوونه میشممم.
......
بعد از غذا میز رو جمع کردن
تهیونگ:حالا من کجا بخوابم؟؟
جونگ کوک:مگه وسایلتو نزاشتی تو اتاق من؟
تهیونگ:اره
جونگ کوک:خب پس تو اتاق من می خوابی دیگه....
دیدگاه ها (۰)

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

p²ویو تهیونگدختره رو بردم خونه...جیمین : سلا..این کیهههههتهی...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

مافیایی برای من}پارت:۵ویو کوک:شام اماده شده بود رفتم که پسره...

my neighbour childhood friend:part9:ویو یونگی:یهو مامان جونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط