{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو در میکده هر بار به هم می ریزم

بی تو در میکده هر بار به هم می ریزم
می شوم روی خود آوار به هم می ریزم
کوچه ها بی تو غریبند خیابان ها هم
سرِ هر جاده ی هموار به هم می ریزم
حالِ من بی تو خراب است خدا می داند
بی کس و زخمی و تبدار به هم می ریزم
با غمت ساختم و سوختم و دود شدم
مثلِ خاکستر سیگار به هم می ریزم
همه ی پنجره ها سمت تو بازند ولی
در غمِ حسرتِ دیدار به هم می ریزم
دیدگاه ها (۶)

می خواستم رو در رو باهات حرف بزنم خودت‌و گرفتی ازم.گفتم نشد ...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

رمان: #رقص_در_میان_اتش پارت چهارم: سایه‌ی انتقام و ملکه مافی...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت17ویو کوکدست‌ه...

پارت ۱۷ — شبی که راه بسته شدچند روز از بسته شدن مسیرهای جنوب...

بی تو در میکده هر بار به هم می ریزممی شوم روی خود آوار به هم...

بی تو در میکده هر بار به هم می ریزممی شوم روی خود آوار به هم...

قدر سیگار را آن مریضی می داند که اسیر بستر است و پزشکش از سی...

.همه در دایره ی دید تواند الا من! نیست این شرط مروت که تو دا...

زبان باز می کند پیراهنم که زخمی دستهای توست فنجان رد لبهای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط