{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آرمی تهیونگ رو اینجا دیده بود

آرمی تهیونگ رو اینجا دیده بود

💜فقط تصور کنین داشتیم توی مرکز شهر شیکاگو قدم میزدیم که یه پسر دیدیم که خیلی شبیه تهیونگ بود، برای شوخی و تفریح بهش نزدیک شدیم تا باهاش عکس بگیریم چون واقعاً عین خودش بود ولی در نهایت معلوم شد واقعاً خود تهیونگ بوده... راستش من تا آخرین لحظه فکر میکردم فقط یه پسریه که خیلی خیلی شبیه تهیونگه، وقتی ازش خواستیم باهامون عکس بگیره، تنها چیزی که بهش فکر میکردم این بود:
«خدای من حتماً الان برای این بنده‌خدا خیلی معذب‌کننده‌ست که فقط چون فکر کردیم تهیونگه، ازش میخوایم باهامون عکس بگیره» چند دقیقه بعد چند دختر با عجله به سمت ما اومدن و پرسیدن آیا اون پسر رو دیدیم یا نه... و همون موقع بود که فهمیدم واقعاً خودِ تهیونگ بوده، متأسفانه قبول نکرد باهامون عکس بگیره
دیدگاه ها (۰)

آرمی تهیونگ رو اینجا دیده بود 💜فقط تصور کنین داشتیم توی مرکز...

ادامه ترجمه لایو ویورس امروز تهیونگ وجونگ‌کوک:🐻🌸🐰🐻 : اگه بگی...

پارت ۲۳ — «عکس ممنوعه»رها هنوز لبخند می‌زد و عکس رو پشت سرش ...

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_23🍷🎸اگه نمیدونستم مش...

یه آرمی تهیونگ رو توی رستورانی که خودش اونجا کار میکنه دیده ...

*💜 یه آرمی تو رستورانی که کار می‌کنه، به‌طور اتفاقی تهیونگ ر...

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 رمان: «گردنبند آرزوها»✨ یه خلاصه کوچولو...

☆یه گارسون روس که توی یه رستوران در ایته وون کار می‌کنه، داس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط